تبليغاتX
وبلاگ رسم انتظار

 

    ويژه نامه ماه محرم


جایگاه فرهنگ انتظار در عزاداری های حسینی
مبدأء شيعه، عاشورا و مقصد آن ظهور امام‌زمان است



 

مداحی و مولودی
مولودی / مداحی / ...

 

صوت های تلفن همراه
موسیقی زنگ تلفن همراه / ...

 

تواشیح و ادعیه
اذان / مناجات / تواشیح / ادعیه / ...

 

 

معرفي كتاب اين ماه

تصوير روي جلد كتاب «پژوهه مهدوي»

معرفی کتاب:پژوهه مهدوي

اين كتاب شامل مجموعه مباحث مهدويت است و از مباحث مهم اين اثر، مهدويت از نگاه فرق مختلف اسلامی است.
اين كتاب به سفارش كنگره علمي پژوهشي مهدويت، سازمان تبليغات اسلامي استان خوزستان، در سال 1388 توسط انتشارات رسالت در296 صفحه با شمارگان 2000 نسخه با مبلغ 3000 تومان وارد بازار نشر شد.

 

دیگر اخبار مهدويت


« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools
 



اولین جشنواره وبلاگ های بسیجی
کمال طلبی یا تباهی ...!؟ مساله این است.
آلبرت انیشتین شیعه بود؟
لطفا راه را به ما نشان دهید...!
الگوهاي رفتاري حضرت زینب سلام الله علیها
نرم افزار دانستنیهای مهدوی نسخه 1
انتخاب من رئيس جمهور امام زماني است
معرفی و فراخوان جشنواره وبلاگ نویسی ملی تبیان زنجان
معرفی کتاب خانواده مهدوی
شاه کلید ایجاد جامعه مهدوی !
امام خمینی(ره) فرهنگ انتظار و شهادت را معنا کرد
امام تو در همين نزديکي‌هاست
عدالت شعار اصلی انقلاب اسلامی است
تكاليف نوروزي منتظران ظهور
بهار بی تو بیاید بهار نیست
آرشیو پیوندهای روزانه

 

براي مشاهده صحيح وبلاگ از مرورگر اينترنت اكسپلورر استفاده نماييد



سه شنبه پانزدهم دی 1388
جایگاه فرهنگ انتظار در عزاداری های حسینی
جایگاه فرهنگ انتظار در عزاداری های حسینی
 
چند سالی است که با نزدیک شدن به ماه محرم و در آئین های مرتبط به آن سلسله بحث هایی تحت عناوین مختلف برای آسیب شناسی عزداری ها و زدودن برخی خرافات از آن در سطوح گوناگون مطرح می شود.
 
 
 چندی پیش بحث شمایل، تمثال ها و نقاشی های منتسب به ائمه اطهار(ع) سوژه داغ نهادهای فرهنگی و متولیان برخورد با اختلالات آئینی و مذهبی بود.

مقابله با انحرافات مذهبی و آئینی کار پسندیده ای بود که با اطلاع رسانی و انجام کارهای فرهنگی تقریبا" به نتیجه رسید و امروزه از این تمثالها و شمایل حداقل در عزاداری ها و آئین های سنتی مرسوم کمتر استفاده می شود. 

طرح موضوع علم های بی معنی و گاهی موهن عزاداری، قمه زنی و مراسماتی از این دست در رسانه ها نیز رفته رفته در حال جواب دادن است.
 
به طوری که هم اینک ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر کشور به جد در مسیر مقابله با این خرافه ها حرکت کرده و در قالب های مختلف از تکثیر و گسترش مظاهر خرافات در هیئت های عزاداری و آئین های مذهبی جلوگیری می کند. 

مداحی ها، مقاتل، ذکر مصیبت ها و منابر عاشورایی نیز قصه ای جداگانه دارد که گویا نهادهای متولی در حال آموزش شیوه های صحیح آن هستند و در چند سال گذشته مداحان، مبلغان و دست اندرکاران دوره هایی در این ارتباط گذرانده اند. 

برخی فعالیت های فرهنگی در خصوص پیام های قیام عاشورا آرام آرام جایگاهی برای خود بازکرده است مثلا تا چند سال پیش نماز ظهر عاشورا فقط متعلق به شهرهای مذهبی و اماکن مقدس شهرهای دیگر بود و کمتر هیئت های مذهبی محلات و مساجد ملتفت آن بودند، اما اینک با اطلاع رسانی صحیح و تبیین اهداف قیام عاشورا کم کم می رود تا نماز ظهر عاشورا همچون نماز عید فطر و قربان در آئین های مذهبی نهادینه شود. 

در تمامی جریانات مربوط به آئین های حسینی نکته ای وجود دارد که یا مورد غفلت واقع شده یا کار تخصصی در مورد آن انجام نشده که این موضوع جایگاه فرهنگ انتظار در عزاداری های حسینی را شامل می شود. 

هم اینک شاید بتوان ادعا کرد که هیج جلوه رسمی و سنتی از انتظار در آئین های محرم وجود ندارد و عزاداری های حسینی در چهارچوبی سنتی و گذشته محور محبوس شده اند و صرفا در کارکردهایی سیر می کنند که مشتمل بر انتقال برخی آموزه های نهضت کربلاست، در حالی که بسیاری از ابعاد بنیادین و تحول گر واقعه عاشورا در سال 61 هجری مانده اند و فاصله ای صدها ساله با آن اهداف و آرمانها ایجاد شده است. 

این روزها که رواج خرافات و ظهور فرق ضاله تهدید جدی اسلام ناب محمدی شده، اظهارات انحرافي درباره ظهور امام زمان (عج) به عزاداري هاي محرم نيز نفوذ كرده است.

محرم امسال چندین سایت پربازدید و شناخته شده کشورمان مطلبی را که در ذیل می آید نقل کردند که شایسته تامل مسئولان است: 

در اولين شب از برپايي مراسم دهه اول محرم در يكي از هيئت ها شنيده شد كه مداح جلسه، بعد از اتمام عزاداري در حالي كه سعي داشته جمعيت را احساسي كند، از حاضران خواسته وجهي را به عنوان كمك به ذخيره مالي امام زمان (عج) به هيئت كمك كنند. اين فرد گفته است با سخناني كه برخي مسئولين مملكتي گفته اند، ان شاالله ظهور امام زمان نزديك است، اما شما مي دانيد به محض معلوم شدن ظهور آقا دشمنان درصدد محاصره و تحريم ايشان برخواهند آمد و ايشان نيازمند كمك مالي من و شما هستند! تا بتوانند امور خود و اطرافيانشان را رتق و فتق كنند. 

البته این صحبتهای خطرناک اولین باری نیست که ادعا و طرح می شود، اما واقعیت این است که در بطن مراسم مذهبی مان همچنان رسوباتی وجود دارد.

هم اینک در عزاداری های محرم باز هم خرافات کهنی وجود دارد که هیچ وقت در فرهنگ عاشورا جایی نداشته است اما نه رسانه ها تخصص یا جرات ورود بدان را پیدا کرده اند و نه بزرگان دینی بنا به مصلحت هایی بدان پرداخته اند.

باید نیک اندیشید که خلق حماسه عاشورا در نهایت آگاهی و اطلاع به حقیقت پیوسته است و ثبت و ضبط جزئیات و کلیات آن نه فقط برای عزاداری و گریه یا تبدیل شدن به آیینی مذهبی بلکه به عنوان نماد و چراغی برای شناخته شدن طریق حق از باطل و به منظور هدایت انسان ها مقدر شده است و دقیقا این موضوع در حدیث معروف پیامبر اکرم(ص) در مورد امام حسین (ع) تبیین شده است که می فرماید: ان الحسین مصباح الهدی و سفینه ‏النجاه؛ به درستی که حسین(ع) مصباح هدایت و کشتی نجات است.

امروز در عزاداری هایمان باید بدانیم که صاحب عزا حضرت حجت بن الحسن العسکری(ع) به عنوان منتقم خون سید و سالار شهیدان بر چه عزاداری هایی نظر دارد و چه آیین ها و اضافاتی را مطرود می داند.

 
+ نوشته شده در 1:51 توسط مسعود محمدجعفر.


جمعه یازدهم دی 1388
دوستان و دشمنان امام مهدی علیه السلام چه کسانی هستند؟

دستهايمان را به سوي شما گرفتيم تا دست در دست هم، قدمهاي بزرگي برداريم. مي خواستيم از آنچه گذشته است و آنچه مي گذرد، بدانيم تا آنچه اتفاق مي افتد را بدانيم. مي خواستيم در اين انتظار، همراهاني داشته باشيم که نگاهشان، ياري بخش ما باشد. مي خواستيم زير آسمان، روي زمين، در دل رودخانه ها، در ميان بيابانها، در جنگلها، بيشه ها، سبزه زارها... همه جا او را صدا بزنيم و نشاني اش را بگيريم.
راه طي شده ما، کوتاه و اندک بود، اما با همراهي شما، اميدي به آينده دارد. اميد به فردا، اميد به انتظار.

 


در پست هاي گذشته وبلاگ برای تآمل و هم فکری بيشتر با شما دوستان يك سوال
با متن: دوستان و دشمنان امام مهدی علیه السلام چه کسانی هستند؟
را طرح كردم كه برايتان به ايميل يا نظرات وبلاگ ها ارسال نمودم .حال مي خواهم تنها بخشي از اين نظرات و پاسخ هاي ارزشمند شما را در وبلاگ رسم انتظار قرار دهم تا همه بدانند منتظران مهدي آماده اند و در غفلت نيستند.


سینا : نه نغمه ني خواهم و نه طرف چمن
نه یار جوان نه باده ی صاف کهن

خواهم كه به خلوتكده اي از همه دور
من باشم و من باشم و من باشم و من

دوست آن است که از خود درونش در راه ارزشی والا بگذرد

و دشمن کسیست که خود درونش را بر هر چیزی ارجح میدند



سحر: دوست آن است که اصول و معیارهای با او بودن را می شناسد و می داند که هر شعاری که در خلاف جهت موازین اسلامی است، از سوی دشمن صادر شده است حال آن فرد هر که می خواهد باشد...!
و بسیاری از ما چشم ها را براحتی می بندیم و باز هم فریاد یا مهدی سر می دهیم...!
خدا کند که روزی او را با موازین به حق اسلامی و شعارهای اسلامی، دشمن نخوانیم... و دشمنانش را بخاطر پیشینه آشنایی مان دوست نگیریم...
وای بر ما!


محمد: دوست حضرت مهدی (روحی فداه) کسی است که عَلَم و پرچم دجّال را با معیارهای اسلامی می شناسد. دوست او کسی است که می داند وقتی پرچم رنگین و پر زرق و برق آزادی و بی بند و باری در روابط زن و مرد بر دوش کسی خودنمایی می کند، آن فرد به حقیقت دجال است. اسلام محمد (ص) چنین می گوید مگر اسلامی دیگر آمده باشد! آن پرچم نمی تواند پرچم سبز و زینبی حضرت مهدی (عج) باشد و آن پرچم به حقیقت در جبهه مقابل اسلام و مهدی منتظر (ع) می باشد.


شهروز: دشمن مهدی کسی است که ظلمات قلبش، معیارهای روشن اسلامی را در نظرش می پوشاند و به روشنی بین دجال و حضرت را تشخیص نمی دهد!
و البته باطل سست و بی ثبات و حق ریشه دار و ماندنی است...
روز غربال رسیده... به مسلمانیمان نظری از سر تأمل بیندازیم، مبادا ما که مغرورانه خود را دوست مهدی می دانیم، با طناب پوسیده دجال ها به چاه دشمنی وی سقوط کنیم.


سعید کریمی :در نظر اول نمی شه به راحتی دوست و دشمن را تشخیص داد. چه بسا دوستی که در نظر اول دشمن بیاید و دشمنی که در نظر اول دوست جلوه کند....


منتظر قائم : آقا وقتی که بیاید می گوید تمامی مال و اموالی که به ناحق جمع کرده اید را باید پس دهید حتی اگر مهریه زنانتان کرده باشید و پست ومقام های که لایقش نیستد از شما گرفته می شود.
حال به نظر می رسدکه اکثر جامعه چون پست و مقامی ناحقی نگرفته اند و ثروت حرام خیلی جزئی در زندگیشان است (با توجه به این همه معصوم نیستد و احتمال گناه دارند) برای این افراد برگرداند مقدر جزئی از مال و ثروت که از راه حرام بدست آورده اند کار زياد سختی نمی باشد. پس اکثریت از یاران آقامون حضرت ولی عصر می باشند.
ولی دشمنان حضرت:
صاحبان زور و قدرت، اکثر کسانی که در حال حاضر پست و مقام دارند و به خاطر بی کفایتی آنها مردم در رنج و سختی هستند.
اين افراد چون طعم قدرت به مذاق آنها خوشایاند بوده با امام مخالفت کرده و از سخت ترین دشمان آقا می شوند و چه بسیارند از این افراد که به واسطه قدرت و پست و مقامشان ، خود و بستگانشان از اموال بیت المال ، برداشته اند وقتی امام به آنها میگوید این ثروت را برگردانید با آقا به مخالفت و دشمنی می پردازند.
برای روشن شدن مطلب مثالی می زنم:
اکثر افراد به طور متوسط مثلاً 50 میلیو ن تومان دارایی دارن امام می گوید 10 درصد آن از راه حرام بدست آوردی برای آن فرد برگرداندن 5 میلیون تومان کارسختی نیست ولی برای شخصی که 100 میلیاد تومان دارای دارد که 99 میلیارد و 950 میلیون تومان آن نامشروع کسب کرده فکر می کنم برگرداندن آن برایش کار سختی باشد.
اینان هستند دشمان حضرت


فاطمه: دوست حضرت، کسی است که برای با او بودن هیچ شرطی نگذارد.
دوست حضرت کسی است که حتی به اندازه یک دقیقه زمان و به اندازه یک پر کاه از دنیا، بین خود و او فاصله نخواهد و در هر لحظه و به هر اندازه که او بخواهد، آماده اجرای فرامین وی باشد.


مسافر: عقل حجت باطني است و امام حجت ظاهري. كسي كه حجت باطني را بر سرزمين وجودش حاكم كرده باشد،‌ مي تواند خشنود باشد كه در مواجهه با حجت ظاهري دچار مشكل نمي شود و آنكس كه از هم اكنون عقل را در انزوا قرار داده باشد،‌لاجرم در ديدار با امام نيز او را نمي خواهد و پس مي زند.
دوستان امام مهدي كساني هستند كه هم اكنون عاقلانه زندگي مي كنند و دشمنان او كساني هستند كه از اكنون دچار تناقض و عقل ستيزي مي باشند.


مهران: آقا...
بگذار به زير قدمت خاك شوم خاك
ناچيز به يك گام تو خاك همه افلاك

دوستان حضرت مهدي(عج) كساني هستند كه ايشان را غايب ندانند.او حاضر است.اين ما هستيم كه غايبيم.غايب از خود.غايب از فطرت خود.غايب از نفس خود.
ما كه از نفس خود غايبيم از خداي خود غايبيم.ما كه از خداي خود غايبيم از امام زمان خود غايبيم.
پس بياييم به اين مساله فكر كنيم كه به راستي ما دوستان حضرتيم يا دشمنان او؟

پینوشت: فرياد بزن، بگذار همه صداي تو را بشنوند. بر فراز کوه ها فرياد بزن، بر بلندترين درختان سرو، همراه با پرندگاني که در آسمان پرواز مي کنند، با ماهيان درياها، فرياد بزن و بگو: آسمان مال ماست، فردا مال ماست، آينده مال ماست.
دست ما هنوز محتاج فشردن دستهاي شماست. با ياري شما به اينجا رسيده ايم و مي خواهيم که ادامه دهيم. براي هم دست شدن، براي هم فرياد شدن، براي ادامه دادن اين راه، هم گام ما باشيد.


 
+ نوشته شده در 18:36 توسط مسعود محمدجعفر.


پنجشنبه دهم دی 1388
مسجد اولین پایگاه حکومت جهانی امام زمان عج

شروع حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) چون پیامبر اعظم (ص) و وصى بر حقش، حضرت على از مسجد خواهد بود شروع حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) چون پیامبر اعظم (ص) و وصى بر حقش، حضرت على از مسجد خواهد بود.


مسجد از نگاهى خانه خداست و از نگاهى ديگر، مجلس و جايگاه پيام ‌آوران بزرگ الهى و خانه همه تقوا‌پيشگان است. ضرورت تلاش براى آبادانى و رونق اين جايگاه ملكوتی تا آنجاست كه يكى از رازهاى تشريح فريضه جهاد پاسدارى از اين پرستشگاه پرعظمت در برابر يورش حاكمان خودكامه و ستمگر است و تاريخ مسجد با تاريخ دين اسلام گره خورده‌، كه از شروع بعثت نبى مكرم (ص) حركت‌ها و تماس فعاليت‌ها از مسجد صورت گرفته ‌است.

مسجد پايگاه وحدت
مسجد پايگاه عبادت و ياد خداوند متعال و پايگاه جهاد فكرى و تعليم و تعلم معارف اسلامى و نمايش روح وحدت و يكپارچگى به دشمنان اسلام است. مسجد به عنوان پايگاه عبادت و ياد خداوند متعال و به عنوان پايگاه جهاد فكرى و تعليم و تعلم معارف اسلامى و همچنين بعنوان پايگاه تجمع نيروهاى رزمنده و اعزام آنان به جبهه و جهاد و مركز وحدت مسلمان و نمايش روح وحدت و يكپارچگى به دشمنان اسلام مورد استفاده قرار گرفته‌ است و در هر عصر و زمانى نقش خودش را در اين راستا خوب ايفا كرده ‌است.

معنای مسجد
مسجد واژه‌اى عربى از ماده "سجد" است كه اسم مكان به معنای محل سجده است زيرا سجده فرد اعلى و اكمل عبادت به شمار می‌رود و نهايت خضوع در برابر خالق هستى است. مسجد خانه دوم هر مسلمان است و تعلق به معبود دارد و خانه خداست، محل پرستش، نيايش و ارتباط با خالق يكتا، غنى و فقير در آن يكسان است.
اهميت مسجد در شريعت مقدس بر كسى پوشيده نيست و مانند كعبه حرم است و جنگ و قتال در آن حرام و احترامش بر همگان لازم است، مسلمانان نيز اين دستور را از روح ديانت اسلام فهميده‌اند و بيشتر از هر چيز و هر جاى ديگر به عمران و آبادانى و توسعه مسجد اهتمام می‌ورزند و به شكوه و عظمت آن می‌انديشند كه وجود مساجد مستحكم و باشكوه در سرزمين‌هاى اسلامى دليل بر اين مطلب است. بعد از انقلاب اسلامى مساجد اهميت بيشترى يافتند و فعاليت‌هاى سياسی، اجتماعى به خصوص نظامى در مسجد شكل گرفت و مردم از مسجد نهضت را شروع كردند و از آنجا انقلاب به ثمر رسيد.

به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه‌‌ی مطلب

 
+ نوشته شده در 15:56 توسط مسعود محمدجعفر.


سه شنبه هشتم دی 1388
مبدأء شيعه، عاشورا و مقصد آن ظهور امام‌زمان است

آنچه می‌آید، گزیده کوتاهی از گفتگوی یاسر آیین با دکتر ابراهیم فیاض است که به مناسبت ایام محرم تقدیم می‌گردد.(از زبان نویسنده)

مبدأء شيعه، عاشورا و مقصد آن ظهور امام‌زمان است که در تمام متون زيارت‌‌نامه‌هاي شيعيان اين شروع و پايان به چشم مي‌آيد. در اين ميان نيز تاريخي است که شيعه با آن زندگي مي‌کند و زندگي فردي و اجتماعي خود را با عاشورا و ظهور امام‌زمان شکل مي‌دهد و اصلاً زندگي بدون اين دو، در شيعه قابل تصور نيست. بنابراين توجه هر چه بيشتر شيعه به اين دو موضوع مهم، معنا‌بخشي بيشتري براي او رقم خواهدزد. اگر مبدئيت عاشورا خوب توضيح داده نشود، آن مقصد نيز به خوبي روشن نمي‌شود.

عاشورا به اعتقاد من روز تجلي اعظم خداست و اين يعني اگر عاشورا به وجود نمي‌آمد، هرگز اسلام در شکل نهايي‌ و عظيم خود تجلي پيدا نمي‌کرد. درواقع با عاشورا است که مي‌شود انسان کامل و حقيقت اسلام را ديد تا آنجا که حتي مي‌توان از ميان صبح تا عصر عاشورا و صحبت‌هاي امام حسين عليه‌السلام، چارچوب قرآني استخراج کرد و نشان‌داد که همه ‌چيز آن قرآني بوده ‌است. به‌طورکلي بايد گفت در عاشورا دقيقاً اسلام تجلي يافت و نهضت پيامبر بدون عاشورا معنا نداشت.اين بزرگ‌ترين چالشي است که اهل‌سنت با آن برخورد مي‌کنند و هنگامي‌که با دوستان اهل‌سنت به‌طور جدي و البته صادقانه و دوستانه و برادرانه بحث شکل مي‌گيرد، بايد پرسيد شما که عاشورا نداريد چه کار مي‌کنيد؟ اتفاقاً من دوستان باسوادي از اهل‌سنت دارم. پس از آن که من کمي قضيه عاشورا را تشريح کردم، يکي از آنها که اتفاقاً استاد دانشگاه هم بود پرسيد، پس ما که نداريم چه‌کار کنيم و من هم گفتم نمي‌دانم!

در روز عاشورا واقعه عجيبي رخ مي‌دهد. آن حديث امام حسين که در خواب، پيامبر به ايشان گفتند که خدا مي‌خواهد تو قتيل باشي و خانواده‌ات اسير باشد، به نظر من بزرگ‌ترين مبناي تئوريک عاشورا است. اين اراده‌اي تکويني است که خدا بايد حسين را شهيد و خانواده‌اش را اسير ببيند و اين بحثي است که به نظر من مبناي بسيار مهمي در عاشورا‌شناسي به‌ وجود مي‌آورد. بحث قتيل‌بودن امام‌حسين به‌ اين معناست‌ که يک انسان کامل با تمام سير وجودي خود، بايد اين‌جا شهيد شود و به عبارت عرفاني‌، از بعد ناسوتي به بعد ملکوتي و جبروتي و لاهوتي‌ خود نزديک ‌شود. از اين‌رو شما در قصه‌هاي عاشورا مي‌بينيد که ديگر زمين براي امام‌حسين گريه نمي‌کند بلکه اهل آسمان و سماوات ـ نه فقط يک آسمان که همه آسمان‌ها ـ براي امام‌حسين گريه مي‌کند که بيان‌گر يک بحث تکويني بسيار عظيم است. مي‌دانيم که در بعد زماني، زمان ملکوت بر زمان ناسوت محيط است و اين يعني از ازل تا ابد، قصه امام‌حسين و شهادت او تجلي و حضور داشته ‌است. زمان در آنجا شامل است و قبل و بعد را دربرمي‌گيرد تا تجلي‌ عاشورا در ناسوت ادامه يابد.

ماجرا اين است که انسان کاملي که تجلي اعظم اسماء الهي است و همه اسماء الهي در او تجلي پيدا مي‌کند و در واقع خليفة‌الله و مظهر خداست، به ميدان شهادت مي‌رود و کشته مي‌شود. اين قصه و اين شخصيت از آنجا که خدايي است، ابدي مي‌شود و از همين‌رو توليد معناي آن نيز ابدي است. به عبارت ديگر عاشورا معنايي توليد مي‌کند که هيچ وقت از ميان نخواهدرفت، چراغي است که هيچ وقت خاموش نخواهد شد و عطشي است که هيچ وقت سيراب نخواهدشد. يعني هر چه شما بيشتر در عاشورا غرق شويد، تشنه‌تر مي‌شويد و ملاحظه مي‌کنيد آنها که با عاشورا مأنوس هستند، روزبه‌روز پرشورتر و تشنه‌تر مي‌شوند تا ان‌شاءالله در نهايت از حوض کوثر بنوشند و سيراب شوند. اين‌که «کل يوم» مي‌شود عاشورا و «کل ارض» مي‌شود کربلا، به‌دليل بسط عاشورا در همه زمان‌ها و در همه مکان‌ها است و اگر ما در اين بحث دقت کنيم، مي‌توانيم بحث‌هاي عميقي از آن بيرون بکشيم و به نظريه‌پردازي و توليد معنا بپردازيم. هنگامي که اين انسان‌کامل شهيد مي‌شود، تاريخ شيعه آغاز مي‌گردد.

امام علي در بستر شهادت موقعي که همه گريه مي‌کنند، به اباعبدالله مي‌گويد: لايوم کيومک يا اباعبدالله. در جريان صلح امام‌حسن نيز عملاً سه گروه با ايشان درگير شدند؛ يک گروه خوارج بودند که گفتند تو مثل پدرت کافر شدي و قيموميت اين خواسته را پذيرفتي و کار را به‌دست معاويه سپردي و سپس داستان ترور و شمشير يا خنجرزدن به پاي ايشان و مداين و خلاصه قصه‌‌اي که از خوارج برجاي‌ ماند. گروه ديگر مردم عادي هستند که ديگر خسته شده‌اند و مي‌خواهند خوش بگذرانند و در نتيجه امام حسن را رها کردند و رفتند. گروه ديگر را خواص و افرادي از جمله حجربن عدي تشکيل مي‌دهند. حتي حجربن‌عدي که دست آخر نيز به دست معاويه شهيد شد و با آن عظمت در تاريخ ماندگار شد، با حالتي ناراحت به امام اعتراض مي‌کند که چرا صلح را پذيرفتي؟ امام حسن اختصاصي با او صحبت مي‌کنند و مي‌گويند من براي ظهور امام زمان صلح کردم.اين بدان معني ‌است که همه اين اتفاقات براي آن هدف نهايي که در واقع عاشورا تجلي بزرگ آن است پايه‌ريزي مي‌شود. يعني صلح امام‌حسن مقدمه روز‌عاشورا و به‌وجود‌آمدن آن تجلي است و اين نشان‌دهنده بحث اراده تکويني خداست و برنامه‌ريزي او براي هدايت بشر و براي تجلي بشر در آينده است. آيه «و سنريهم آياتنا في الافاق و انفس...» مي‌خواهد نشان بدهد که اين قصه عاشورا هم در آفاق و هم در أنفس تجلي مي‌کند. در واقع هم بعد دروني و عرفاني و هم بعد بيروني و اجتماعي دارد و داستان امام‌حسين و عاشورا جامع‌تر از آن است که بخواهد با يک الگوي خاص مارکسيستي يا روان‌شناختي يا عرفاني صرف مورد بررسي قرار‌گيرد. من گفتم، در حقيقت مي‌توان گفت آنچنان‌که اسلام به يک بعد محدود نمي‌شود و تنها در چارچوب خود قابل فهم است، عاشورا و انتظار نيز مي‌بايد در همين راستا مطالعه شود و دکتر اینچنین تأیید کرد که دقيقاً چنين است، اگر شما به قصه عاشورا نگاه کنيد از آنجا که جامع است، توليد معناي کاملي صورت مي‌دهد و هر چه بيشتر به آن توجه کنيد، مي‌توانيد معناي بيشتري برداشت کنيد.

من پرسیدم، در اينصورت مي‌توان گفت اگر ما بخواهيم ذهنيت درستي از زمان ظهور و امام‌زمان و به‌طورکلي مسئله مهدويت داشته باشيم، ناچاريم که به گذشته و به‌طورمشخص به عاشورا مراجعه کنيم؟ و دکتر پاسخ داد: کساني که در مهدويت شبهه ايجاد مي‌کنند، مي‌توانند عاشورا را مطالعه کنند آن که ديگر عيني و تاريخي است و اسناد و ابعاد آن به‌عنوان يک نمونه به‌وقوع پيوسته مشخص و واضح است بعضي ديگر که ادعای روشن‌فکري دارند مي‌گويند اسناد عاشورا و احاديث آن اعتبار ندارد و گويي مي‌خواهند بگويند اين ماجرا اتفاق نيفتاده‌است. من مي‌گويم همان مقدار که باقي‌مانده و يقيني است، کفايت مي‌کند. علاوه بر آن يا زياراتي که از ائمه‌اطهار از جمله امام جعفر صادق عليه‌السلام در رابطه با امام حسين رسيده‌است چارچوب واضحي به‌دست ما مي‌دهد و ابعاد مختلف موضوع را روشن مي‌کند. آنها در عاشورا خيلي تاريخ‌گرايي مي‌کنند و سعي در خدشه واردکردن به آن دارند، من تعجب مي‌کنم چراکه اگر آنها همان روش تاريخي غربي‌ و مادي‌گرايي غربي‌ را هم قبول داشتند، مي‌فهميدند که امروزه با روش‌هايي که وجود دارد، ما با کوچک‌ترين جزء تاريخي مي‌توانيم کل واقعه تاريخي را بازسازي کنيم. درحالي‌که درباره عاشورا قطعه‌هاي تاريخي زيادي داريم که به خوبي آن را چارچوب­دار مي‌کند و انسانها با تمام وجود آن را درمي‌يابند. در هر جاي دنيا و با فرهنگ‌هاي متفاوت و در آفاق زماني و مکاني گوناگون! در واقع اين افراد خود را اذيت مي‌کنند و بيهوده زحمت مي‌کشند.

در عاشورا آنچه رخ‌داده‌است تجلي انسان کامل است و طبق همان‌چه که ما در تاريخ داريم، لحظه به لحظه که به شهادت نزديک مي‌شود، برافروخته‌تر مي‌شود و ابتهاج بيشتري مي‌يابد و اين همان تجلي است که در حال بيشترشدن است و هم آن را مي‌بينند. کسي که اين واقعه را روايت کرده کسي نيست جز خود دشمنان، امام‌حسين و از اين جهت نمي‌توان در آن شک کرد بر اين اساس ما در اين بازسازي تاريخي عاشورا هيچ مشکلي نداريم و من يقين دارم اگربه روش‌هاي تاريخي کمي در ايران و حوزه‌هاي علمي کار شود، مي‌توان به بازسازي تاريخ پرداخت و اين چيز پيش‌پا افتاده‌اي است.اگر عاشورا درست بازسازي شود خودبه‌خود ابهاماتي که پيرامون بعضي از احاديث مهدويت به‌نظر مي‌رسد، روشن مي‌شود و ديگر احتياج نداريم که فقط در بعد اسنادي دست و پا بزنيم. از آنجا که روش‌هاي تاريخي و روش‌هاي بررسي اسنادي تاريخي هنوز در حوزه‌ها عميق نشده و در ابتداي کار است اين مشکل وجود دارد و به‌نظر من اگر اين رويکرد زودتر شروع شود و ما همانند دانشگاه‌هاي بسيار پيشرفته جهان، به‌روش بازسازي تاريخي روي بياوريم مسئله حل مي‌شود. اين روشها به‌قدري پيشرفته‌است که در رابطه با ماقبل تاريخ، کوچکترين بند يک دايناسور را مي‌يابند و سپس تمام سيستم بدني‌ آن را بازسازي مي‌کنند حال آنکه تاريخ خيلي واضح است و به‌صورت مکتوب وجود دارد. من تعجب مي‌کنم کساني‌که در ايران خود را خيلي روشن‌فکر و غرب‌گرا مي‌دانند، بي‌آنکه در اين زمينه‌ها سواد داشته‌باشند، به بحث‌هاي عجيب و غريبي دامن مي‌زنند که واقعاً آدم متأسف مي‌شود. بايد گفت که اگر قرار است به غرب عميق‌تر غرب‌گرايي کنيد و مانند خود آنها علمي‌تر بحث کنيد. با اين حال، مي‌بايست تجلي امام‌زمان رادر روز عاشورا ديد. اين بحث دقيقي‌است که من فقط به آن اشاره کوتاهي مي‌کنم. در فرازي از روايت‌ها و زيارت‌نامه‌ها درباره امام‌حسين عليه‌السلام مي‌گويد فقد قاتل کريما. اين از آن نکات عجيب در فلسفه و علوم‌اجتماعي است چراکه جنگ با مسئله پيشرفت تاريخ گره خورده و اگر جنگ به وجود نيايد، هيچ‌وقت تاريخ پيشرفت نمي‌کند؛ جنگي که در آنجا مطرح مي‌شود همواره با نوعي لئامت و پستي و کشت‌وکشتار و خون‌ريزي همراه است اما امام‌حسين، با کرامت نه با رذالت جنگيد. در واقع آن جمع اضداد در اين جريان وجود دارد و امام‌حسين هم به‌طوري جدي عزيزانه جنگ مي‌کند و هم کرامت دارد. چيزي ‌که در تاريخ عادي بشر نيست و تقريباً محال است. اين مدل، درباره امام‌زمان نيز صادق است و ايشان هم کريمانه مي‌جنگد....


 
+ نوشته شده در 1:51 توسط مسعود محمدجعفر.


شنبه پنجم دی 1388
یک دعا، چند آرزو

اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و الذابین عنه والمسارعین الیه فی قضاء حوائجه والممتثلین لاوامره و المحامین عنه والسابقین الی ارادته والمستشهدین بین یدیه

یک دعا، چند آرزو -Rasm-Entezar


دعای، عهد پر از آرزوهای روشن است. بهترین آرزوهایی که می شود به دل راه داد. آرزوهایی که پله های آسمان را در برابر ما قرار می دهد. راستی اگر یادمان نمی دادند با گل نرگس (عج) چگونه دوست شویم چه می کردیم؟ اگر یادمان نمی دادند با آن نجیب زاده بزرگ چگونه صحبت کنیم، چه داشتیم که به او بگوییم؟ اگر نمی آموختیم که از او چه بخواهیم و در دنیای دوستی با آن حضرت چه چیزهایی آرزو کنیم، چه اتفاقی می افتد؟

اما نه، از همان نخستین روزهایی که سخن از مهدی (عج) بر زبان برترین فرستاده خدا جاری شد، راه و رسم مهدوی شدن هم گفته شد. راز آرزوهای ماندگار را ثبت کردند تا امروز در ثبت نام لشکر مهدی (عج) از شرایط آن آگاه باشیم.
و اینک در بخشی از آن رسم دیرینه و راهی که خوبان به سلامت از آن گذشتند، از خدایی که در همین نزدیکی است، می خواهیم تا فرصتی برای ما ایجاد کند که در آن بتوانیم دوستی مان را رنگی دیگر ببخشیم و کاری برای حضرت مهدی (عج) انجام دهیم.
خدایا! خوب می دانم که آرزوهای من، هر چند زیاد باشند، تو در برآوردن آن توانایی. خدایا! دوست دارم از یاران حضرت مهدی (عج) باشم؛ از کسانی که به دفاع از ایشان بر می خیزند. دوست دارم در مسابقه خدمت به حضرت روی سکوی اول بایستم و مدال زرین دوستی را از آن خود کنم. دوست دارم به تمام حرف ها و دستورات امامم جامه عمل بپوشانم؛ آنگونه باشم که او می پسندد. دوست دارم در صف حامیان و طرفداران ایشان باشم. من طرفدار آن «سوار سبزپوش آرزو»هایم. می خواهم پروازم را که به سوی توست، با او و در کنار او جشن بگیرم. پس از تو می خواهم که
مرا از یاران او قرار ده، از خادمان مهدی (عج) و از کسانی که از امامشان دفاع می کنند. از سریع ترین نیروها در خدمت به یوسف زهرا (ع). از شتاب کنندگان در تحقق خواسته هایش و از فرمانبرداران بی چون و چرای او. خدایا مرا از حامیان، پیشی گیران در انجام اراده اش و از شهیدان در رکاب او گردان. 


 
+ نوشته شده در 14:46 توسط مسعود محمدجعفر.


پنجشنبه سوم دی 1388
نقش امام غايب

سخنرانی منتشر شده ای از امام موسی صدر، به مناسبت ولادت امام زمان(عج)

ميلاد حضرت صاحب الزمان (ع) ما را به تفکر درباره اين پديده [ظهور منجي] که شيعه در طول تاريخ آن را حفظ کرده است، وا مي‏دارد. اين پديده يک تفکر شيعي محض نيست، بلکه تفکري اسلامي و باور همه مؤمنان و همه انسان‏ها است.

امام زمان در باور و عقيده ما همان محمد بن حسن عسکري، دوازدهمين امام از امامان شيعه است که متولد گرديده است. ايشان پس از شهادت پدرش امامت را به دوش گرفت و بر جنازه پدر نماز خواند و از ديده‏ها غايب شد.
 



امام زمان دو غيبت دارند: غيبت صغري که هفتاد و چهار سال طول کشيد؛ يعني وقتي عمر آن حضرت به هفتاد و چهار سالگي رسيد، غيبت صغري پايان يافت. در دوران غيبت کبري شخصي که او را «نايب» مي‏ناميدند با مردم در ارتباط بود و نامه‏هايي را از مردم به امام و از امام به مردم مي‏رساند. اين نايب‏ها چهار نفر بودند که در تاريخ مشهور هستند و مسلماً درباره آنها مطالبي خوانده‏ايد: عثمان بن سعيد عمري، حسين بن روح، محمد بن عثمان و علي بن محمد سمري. اين افراد معروف بودند و هرچند داناترين مردم نبودند ولي داناترين علما در برابر آنها تواضع مي‏کردند. مثلاً کليني عالم بزرگ شيعه در برابر کسي که از نظر علمي پايين‏تر از او بود [با احترام] مي‏ايستاد، زيرا او با امام در ارتباط بود.

در دوران غيبت صغري ارتباط مردم با امام به واسطه نواب چهارگانه انجام مي‏شد تا اين‌که نامه‏اي از سوي امام رسيد و آغاز غيبت کبري اعلام شد. پس از آن، امام صاحب الزمان غايب شد تا وقتی که خداوند سبحان به او اجازه ظهور دهد.

درباره اين تفکر پرسش‏هاي مهمي مطرح است که دوست دارم به طور کوتاه به آنها اشاره کنم.
 
در حدیث آمده است: چگونه خواهيد بود آن‌گاه که زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق شوند؟ گفتند: آيا اين گونه خواهد شد اي رسول خدا؟ فرمود: آري و بلکه بدتر از آن، چگونه خواهيد بود آنگاه که براي شما بدي، خوبي شود و خوبي، بدي؟ آن هنگام منتظر مردي از فرزندان من باشيد که نام او همانند نام من است و خداوند به واسطه او زمين را پر از عدل و داد مي‏کند، پس از آن‌که پر از ظلم و ستم شده ‏است.
 
اولاً: آيا معقول است در اين زمان انساني هزار و صد سال عمر داشته باشد و بعدها بخواهد ظهور کند؟ به ويژه با توجه به اينکه مي‏دانيم انسان عادي در اين عصر بيش از صد يا صد و دو سال عمر نمي‏کند.

ثانياً: امام غايب و ناپيدا چه نقش و تأثيري دارد؟ و ايمان به امام غايب در تاريخ ما چه نقشي ايفا کرده است؟

ثالثاً: اساس و شالوده دکترين مهدويت (امام غايب) چيست؟ جنبه عمومي و ايدئولوژيکي آن کدام است؟ جنبه فردي آن چيست؟ 

رابعاً: دليل شرعي بر اين تفکر چيست؟

در واقع الآن احساس کردم که اين بحث شاخه‏هاي بسیاری پيدا کرد و طولاني شد، ولي تا آنجا که ممکن باشد، درباره آن صحبت خواهيم کرد.

بحث امام غايب يا ظهور مهدي، يا ظهور حجت يا رهايي‏بخش يک بحث ديرينه است. همه اديان، همه ستمديدگان و همه مؤمنان در انتظار کسي بوده‏اند و از نظر تاريخي اين امر روشن است.

در حديث آمده است:

«کيف بکم إذا فسدت نساؤکم و فسق شبابکم؟ قالوا أوَيکون ذلک يا رسول الله؟ قال: بلي، شرّ منه، کيف بکم إذا اصبح لديکم المنکر معروفاً و المعروف منکراً؟ فعند ذلک ترقبوا رجلاً من ذريتي يوافق اسمه اسمي، يملأ الله به الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلما و جوراً؛ چگونه خواهيد بود آن‌گاه که زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق شوند؟ گفتند: آيا اين گونه خواهد شد اي رسول خدا؟ فرمود: آري و بلکه بدتر از آن، چگونه خواهيد بود آنگاه که براي شما بدي، خوبي شود و خوبي، بدي؟ آن هنگام منتظر مردي از فرزندان من باشيد که نام او همانند نام من است و خداوند به واسطه او زمين را پر از عدل و داد مي‏کند، پس از آن‌که پر از ظلم و ستم شده ‏است.»

اين حقيقت در کتاب‏هاي آسماني تورات و انجيل و چندين آيه از قرآن آمده است:

«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الارْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ؛ و در حقيقت در زبور پس از تورات نوشتيم که زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.» [انبياء، 105]

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ ءامَنوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الارْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا؛ خدا به کساني از شما که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده‏اند، وعده داده است که حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد؛ همان گونه که کساني را که پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد، و آن ديني را که برايشان پسنديده است به سودشان مستقر کند و بيمشان را به ايمني مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت کنند و چيزي را با من شريک نگردانند.» [نور، 55]

«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ؛ و خواستيم بر کساني که در آن سرزمين فرودست شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث [زمين] کنيم.» [قصص، 5]




هر انساني در دايره زندگي خود به سوي ايجاد زندگي بهتر تلاش مي‏کند و باور دارد که رسيدن به وضعيت بهتر امکان‏پذير است. مثلاً امروزه جهان به دنبال درمان سرطان است. چقدر در اين راه هزينه مي‏کند؟ صدها ميليون و بلکه ميلياردها. دانشمندان در حال انجام پژوهش‏هايي براي پيدا کردن درمان سرطان هستند. آيا اين تلاش نشانه آن نيست که همه مردم بر اين باورند که اين بيماري راه درمان دارد. اگر مي‏دانستند که درماني ندارد به دنبال آن نمي‏گشتند.
 
«يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ؛ روزي که آسمان را همچون در پيچيدن صفحه نامه‏ها درمي‏پيچيم.» [انبياء، 104] که اين آيه بر وجود آينده‏اي درخشان تأکيد مي‏کند.

يهوديان، مسيحيان و مسلمانان همگي در انتظار اين رهايي‏بخش هستند و در روايات مسلمانان از شيعه و سني صدها و بلکه هزاران روايت بيانگر آن است که انساني خواهد آمد. جزئيات آن چيست؟ جزئيات ذکر نشده است.
 
فرداي بهتر در فطرت انسان قرار دارد و مهدي بشارت‏دهنده و دعوت‏کننده به نظام اجتماعي بهتر است؛ نظامي که عدالت را بگستراند، براي همه قابليت‏ها و توانايي‏ها فرصت ايجاد کند و انسان را به پيشرفت بيشتر در زمينه دانش و صنعت و... سوق دهد و در يک کلام، سعادت مطلوب بشري را که نيازمند يک نظام اجتماعي است، فراهم کند.
 
در تاريخ اسلام ده‌ها نفر ادعاي مهدويت کرده‏اند، از جمله محمد بن عبدالله و منصور دوانيقي که در ابتدا خود را مهدي خواند. يا مهدي سوداني که از فرقه ختميه که معتقد بودند مهدي به همان شکلي است که مهدي سوداني بوده است. يعني در تاريخ اسلام يک چيز ثابت وجود دارد: يک روز، يک انتظار، يک گشايش، يک رهايي.
 
اين ميراث ديني، يک ميراث اسلامي و شيعي است و تاريخ نشان مي‏دهد که اين ميراث ديرينه است. گذشته از آن‌که هر انساني در دايره زندگي خود به سوي ايجاد زندگي بهتر تلاش مي‏کند و باور دارد که رسيدن به وضعيت بهتر امکان‏پذير است. مثلاً امروزه جهان به دنبال درمان سرطان است. چقدر در اين راه هزينه مي‏کند؟ صدها ميليون و بلکه ميلياردها.
 
دانشمندان در حال انجام پژوهش‏هايي براي پيدا کردن درمان سرطان هستند. آيا اين تلاش نشانه آن نيست که همه مردم بر اين باورند که اين بيماري راه درمان دارد. اگر مي‏دانستند که درماني ندارد به دنبال آن نمي‏گشتند. هر دانشمندی در جست‌وجوی درمانی برای بیماری‌ها، و نظامی بهتر و راه حلی برای هر مشکلی از جمله مشکلات اجتماعی است. هر فردی و هر دانشمندي و هر کارشناسی در حال حرکت‌ و در درون خود به دنبال فردايي بهتر است.

فرداي بهتر در فطرت انسان قرار دارد و مهدي بشارت‏دهنده و دعوت‏کننده به نظام اجتماعي بهتر است؛ نظامي که عدالت را بگستراند، براي همه قابليت‏ها و توانايي‏ها فرصت ايجاد کند و انسان را به پيشرفت بيشتر در زمينه دانش و صنعت و... سوق دهد و در يک کلام، سعادت مطلوب بشري را که نيازمند يک نظام اجتماعي است، فراهم کند. مهدي به چنين نظامي بشارت مي‏دهد.

اين تفکر در فطرت مردم جا دارد و ما معتقديم و از روايات نيز برمي‏آيد که مهدي جامعه‏اي تأسيس مي‏کند که هر انساني در آن با خوشبختي و آسايش و عدالت زندگي خواهد کرد و بنابر يک تعبير ادبي و مجازي، گرگ و گوسفند از يک جا آب مي‏نوشند. اين تعبير به معناي عدالت فراگير و عدم تجاوز است.
 
انديشه مهدويت همواره به مردم مي‏گفت: روز نجات و رهايي وجود دارد، حتي اگر از عمر جهان يک روز بيشتر نمانده باشد. اين نگرش در ما اميد به وجود آورد و در اثر آن ـ به رغم وجود ستم‏هاي فراوان ـ از پا درنيامديم و ستمديدگان جهان نيز از پا در نيامدند.
 
در آن جامعه مال و ثروت ملاک نيست، و اعتماد حاکم است. نقش مال تنها مبادله کالا با کالا است ولي به طور مؤجّل. هر انساني به اندازه نياز خود [از جامعه] بهره مي‏گيرد و به اندازه توانايي خود به جامعه خدمت مي‏کند. چنين نظامي، نظام آرماني است. بنابراين ما معتقديم مهدي کسي است که ما را به اين نظام يعني بهشت دنيا و بهترين وضعيتي که انسان بر روي زمين مي‏تواند داشته باشد، بشارت مي‏دهد. اين نظام مهدي است.

در تاريخ شيعه، مهدي سه نقش تاريخي داشته است:

اول: انتظار به معناي اميد
شيعه دوران پرستم و دشواري را پشت سر گذاشته است. از اجدادتان بپرسيد! حتي مجالس حسيني را نيز پنهاني برگزار مي‏کردند و همواره نگران آزار و اذيت حاکمان و نظارت آنان بودند. اگر اميد گشايش وجود نداشت، طايفه ما در اثر فشار سنگيني که بر او وارد مي‏شد، از بين مي‏رفت؛ چراکه انسان هنگام نااميدي از پا درمي‏آيد و تسليم مي‏شود و بسياري از مردم سقوط کرده‏اند و از پا در آمده‏اند. انديشه مهدويت همواره به مردم مي‏گفت: روز نجات و رهايي وجود دارد، حتي اگر از عمر جهان يک روز بيشتر نمانده باشد. اين نگرش در ما اميد به وجود آورد و در اثر آن ـ به رغم وجود ستم‏هاي فراوان ـ از پا درنيامديم و ستمديدگان جهان نيز از پا در نيامدند.

دوم: آمادگي، يعني انتظار و آمادگي
اگر شما بگوييد ساعت دو منتظر تو هستيم تا به سفر برويم، سپس ساعت دو بياييد و ببينيد من هنوز در رختخواب هستم و مي‏خواهم به حمام بروم و لباس بپوشم و ... در اين صورت روشن مي‏شود که من منتظر شما نبوده‏ام، چطور مي‏شود در رختخواب منتظر بود؟! انتظار به اين است که آماده باشم و همه کارهاي مزبور را انجام داده و منتظر ايستاده باشم تا به مجرد آن‌که آمديد سفر را آغاز کنيم.

آمادگي پدران ما در طول تاريخ معنايش همين انتظار است. چندين بار برايتان گفته‏ام که پدران ما آماده بوده‏اند. به ياد دارم وقتي کودک بودم، در خراسان ـ که از اينجا بسيار دور است ـ روزي به انبار خانه رفتم و شمشير بزرگي ديدم. از پدرم که يک روحاني بود، پرسيدم اين چيست؟ گفت: شمشيري است تا وقتي ندا داده شد به آن پاسخ گويم. او آماده بود.

اين ميراث هر فردي است که مي‏خواهد آماده باشد، بايد آموزش ديده و آماده و قوي و مجهز باشيم. بنابراين انتظار نقش آماده‏سازي و تمرين روحي و فکري و جسمي و نظامي دارد.

سوم: نقش فقهي امام
فقها مي‏گويند: وقتي در مسئله‏اي اجماع وجود داشته باشد، آن مسئله ثابت مي‏شود و جزو امور مسلم در مي‏آيد. بنابراين، اگر امت منحرف شود يا اشتباه کند، امام نظري مخالف با رأي اکثريت مي‏دهد و از اين راه از تحقق اجماع بر يک مسئله اشتباه جلوگيري مي‏کند.

اين بحث مفصلي است که آن را [قاعده لطف] مي‏نامند. يعني امامي که غايب است شريعت را از انحراف حفظ مي‏کند. اين پاسخ پرسش اول بود، يعني نقش انديشه مهدويت درزندگي و تاريخ ما. به همين مقدار بسنده مي‏کنيم. والسلام عليکم.


 
+ نوشته شده در 21:36 توسط مسعود محمدجعفر.


سه شنبه یکم دی 1388
کمال طلبی یا تباهی ...!؟

کمال طلبی یا تباهی ...!؟

همانگونه که می دانید خداوند در وجود انسانها فطرت کمال طلبی را قرار داده است و از این امر انتظار می رود که انسان در طولانی مدت در جهت بالا بردن شان و کمالات خویش پیش برود.
ولی در همین حال روایاتی داریم که خبر از آخر زمان می دهند و نشانه هایی از فساد و تباهی و رذیلت های اخلاقی انسان در آن زمان می دهند. (البته دلیل این امر را نمی دانم ولی موضوع دیگری مد نظرم هست)

برخی چنین برداشتی از روایتی مشهور با این مضمون دارند که: پس از آنكه زمین از تباهی و ستم پر شد، خداوند به وسیلة وی زمین را پر از برابری و عدالت خواهد ساخت.

نماندن هیچ نقطه‌ای سفید در زمین پیش از ظهور؛ واقع شدن ظهور بلافاصله پس از اوج تباهی و گسترش بی‌درنگ برابری و عدالت در زمین پس از ظهور، نتیجة منطقی این خبر نیستند. بنابراین حالات گوناگون دیگری نیز برای وضعیت جهان پیش از ظهور قابل برداشت است از جمله اينكه ممکن است در سال‌ها یا سده‌هایی پیش از ظهور، حرکت‌هایی اصلاحی از سوی مؤمنان و انسان‌های آزاده در نقاطی از جهان صورت پذیرد و به موفقیت‌هایی نیز برسد. در نتیجه خداوند با دیدن این کوشش مؤمنان و وجود انسان‌هایی اصلاح‌گر که یاوران مهدی(ع) می‌توانند باشند، زمینه را برای ظهور و گسترش حرکت اصلاحی به کلّ جهان مساعد ببیند.

حال با توجه به چیز هایی که تا اینجا گفته شد مشخص کردن اینکه جهان ما در حال حاضر در چه فاصله زمانی نسبت به هنگام ظهور قرار دارد به نظر من و بسیاری از شما دشوار است و حتی قابل حدس هم نیست.
زیرا اگر خدا بخواهد لحظه ای بعد ساعت ظهور می تواند باشد ولی اگر تقدیر چیز دیگری باشد این امر می تواند سال های سال یا قرن ها به تعویق بیافتد.

نتیجه:
از این بحث نتیجه می گیریم که نه دور نشان دادن زمان ظهور به صلاح ماست و نه نزدیک نشان دادن آن . ولی اگر قبول کنیم که ظهور منجی عالم بشریت جز با فراهم آوردن یاوران مورد نیاز رخ نخواهد داد , یاورانی که صالح و مصلح باشند به این نتیجه خواهیم رسید که هر حرکت و خواست ما در جهت حرکت اصلاحی و افزایش یاران آن حضرت می تواند زمان ظهور حضرت مهدی (عج) را به پیش اندازد.


 
+ نوشته شده در 10:52 توسط مسعود محمدجعفر.


شنبه بیست و هشتم آذر 1388
سلام من به آن جمعه که از راه می رسد...

سلام من به آن جمعه که از راه می رسد...
سلام بر لحظه انتظار، لحظه‌ای که به انسان معنا می‌بخشد و بستر رشد را برای فراهم می‌سازد، سلام بر لحظاتی که انسان منتظر، از پا نمی‌نشیند و می‌کوشد تا خود را احیا کند و خدا را به یاد آورد و برای رهایی، گام‌هایی استوار بردارد.

سلام بر انتظار مومنان، کسانی که خود را می‌شناسد و برای شناختن محبوب دو عالم، یک لحظه کوتاه نمی‌آیند و یک دم، غافل نمی‌شوند و برای شناساندن حضرت دوست، به بی‌خبران، همواره کوشا هستند و خود را در این راه روشن، حاضرند فدا کنند تا عشقشان را به صاحب‌شان نشان دهند.

سلام بر کوی انتظار، وادیی که منتظران را گرد هم آورده تا پناهگاه امنی برای دوستداران رهایی باشد و نشانه روشنی برای شیطان که می‌خواهد بر شمار ناامیدان بیفزاید.

سلام بر صاحب کوی انتظار، همو که انتظار را آفرید و منتظران را در انتظار آفرید تا پی به عیار آنان ببرد، سلام بر او که منجی را آفرید تا انتظار معنا یابد و انتظار بدرخشد و دیده شود.

سلام بر هر کسی که با انتظار پیوند دارد و انتظار را دوست دارد و انتظار را بهترین شیوه‌هایی می‌داند و انتظار را حقیقتی جاری می‌پندارد.

سلام، سلام بر لحظه‌ای که انتظار پایان می‌پذیرد و منتظران نمونه، با کارنامه‌ای درخشان در برابر منجی حاضر می‌شوند و روی‌شان سپید است و دست‌شان پر و ره‌توشه‌شان، نشانه روشن تلاش آنان است.

سلام، سلام بر لحظه‌ای که شیطان نعره می‌زند از درد و می‌لرزد از خشم و می‌ترساند بندگان را، ولی دیگر ترساندن سودی ندارد و ترسیدن، معنایی ندارد.

سلام بر لحظه‌ای که دوره اهریمن به پایان می‌رسد، پایان راهی که از آغاز پایان تلخ آن پیدا بود. 

سلام بر لحظه‌ای که انسان به رونق می‌رسد و خرد به جایگاه نخست خود باز می‌گردد و عشق از گزند هوس در امان می‌ماند و بیراهه‌ها مسدود می‌شود.


 
+ نوشته شده در 4:24 توسط مسعود محمدجعفر.


شنبه بیست و یکم آذر 1388
ما عدالت مهدي را مي خواهيم ...؟!

ما عدالت مهدي را مي خواهيم ...؟!
هميشه وقتي حرف از ظهور حضرت مهدي ميشه ما سريع به ياد عدالت مي افتيم و اينکه يک روزي آقا ظهور مي کنند و همه ما را از اين نعمت عدالت بهره مند مي کنند.
ولي آيا خودمان را براي اين عدالت آماده کرده ايم؟! شايد بگوييد عدالت که ديگر آمادگي نمي خواهد. ولي بايد بگويم که اگر ما اين عدالت را با مساوات اشتباه بگيريم به بي راهه رفته ايم و در پس اين باور نادرست مي تواند توقعات نا بجايي کمين کرده باشد.

عدل ترين عادل ها خداست که انسان ها را همگي با نياز هاي يکسان آفريد ولي ما انسان ها هستيم که با پاسخ به هر نيازمان و روش بر طرف کردن آن سرنوشت خود را رقم مي زنيم پس نبايد آثار طبيعي رفتارمان را به پاي بي عدالتي ها قرار دهيم و بخواهيم که امام زمان ظهور کنند و ما را نجات دهند. خدا هم در قرآن گفته است هيچ قومي را تغيير نخواهيم داد تا خودشان نخواهند.

نکته ديگري هم که بسيار شايع هست اين هست که ما تا از عدالت حضرت مهدي حرف مي زنيم اکثرا به ياد عدالت اقتصادي مي افتيم. البته نمي خواهم بگويم که مهم نيست ولي فقط نباید عدالت را در اين بخش ديد.
مثلا مي تواند عدالت حضرت مهدي اين باشد که اگر کسي استعداد خاصي در کاري دارد , بتواند استعدادش را شکوفا کند و اجازه ندهد بنا به شرایط و نا عدالتی ها سرکوب شود.و در جایی دیگر این عدالت می تواند شخصی را از مقامش عزل کند یا اموال شبهه ناک کسی را از او بگیرد. اگر ما تمام این امور را در نظر بگیریم و نیت و کردار خود در راستای آن قرار دهیم برای ظهور قدمی برداشته ایم در غیر آرزویی بیش نکرده ایم.


 
+ نوشته شده در 1:17 توسط مسعود محمدجعفر.


دوشنبه نهم شهریور 1388
دستی بر آسمان

در این ماه فرخنده، در این ایام خجسته، تو را بیش از گذشته به یاد می‌آوریم، ای خدایی که رمضان را برای انسان قرار دادی تا خودش را در میان دود و باروت بیابد و به خویشتن خویش بازگردد.

در این روزها که خورشید جانانه‌تر از پیش می‌تابد و گرمایش، امان از انسان ناتوان می‌رباید، ما تشنگی را برگزیده‌ایم و لب به آب نرساندن را پیشه خود ساخته‌ایم تا به شیطان بیاموزیم حکم، حکم خداست و ما پیرو فرمان پروردگاریم.

در این شب‌ها که مهتابش زیباست و ستارگانش بسیار، ما دست به دعا بلند می‌کنیم و در خلوت خود از گناهان بسیارمان بیزاری می‌جوییم و برای رسیدن به نور واحد، آرزوها می‌کنیم. 

در این ماه که هر لحظه‌اش سرشار از نور است و هر دمش، نورانی، معنویت در لحظه ‌لحظه‌هایش یافت می‌شود، ما خودمان را به تو نزدیک می‌کنیم، بلکه مقبول افتد و ثبت شود.

در این روزگاری که شیطان می‌کوشد دنیا را زیبا برای‌مان ترسیم کند، ما می‌کوشیم جهان آخرت را در ذهن و جان‌مان به یاد آوریم تا فریب دنیای خاکی را نخوریم، دنیای فانی را که بی‌مقدار است و بی‌ارزش.

در این ایام است که ما تو را به نام می‌خوانیم و از تو می‌خواهیم که ما را یاری کنی، تا بهترین بنده‌ات را بشناسی و او را در میان این همه فراموشی، به یاد آوریم.

در این ایام است که از تو می‌خواهیم دست ما را بگیری و ما را از گردنه‌های دشوار این گردونه حیران بگذرانی، بلکه به دوست، آن سرور دوست‌داشتنی برسانی.

در این ایام است که می‌خواهیم تو را ای مهدی مهربان(عج) بیابیم و از تو بیاموزیم فریاد زدن بر سر بیدادگران را، و از تو فراگیریم، پیکار با نااهلان ستم‌کار را. 

می‌خواهیم تو به ما بگویی که چگونه مجهز شویم در برابر شیطان و چگونه دست ستم‌دیدگان را بگیریم و برای قیام بزرگ تو آنان را مهیا کنیم و چگونه هر دم خود را در برابر وسوسه‌های بسیار دنیا مقاوم سازیم.

در این ماه فرخنده و در این ایام خجسته می‌خواهیم بیش از گذشته، در راه روشن گام برداریم تا وقت هست و تا درهای توبه باز است و تا شیطان در زنجیر فرشتگان اسیر است.


 
+ نوشته شده در 4:12 توسط مسعود محمدجعفر.


 
مطالب پيشين

 جایگاه فرهنگ انتظار در عزاداری های حسینی
 دوستان و دشمنان امام مهدی علیه السلام چه کسانی هستند؟
 مسجد اولین پایگاه حکومت جهانی امام زمان عج
 مبدأء شيعه، عاشورا و مقصد آن ظهور امام‌زمان است
 یک دعا، چند آرزو
 نقش امام غايب
 کمال طلبی یا تباهی ...!؟
 سلام من به آن جمعه که از راه می رسد...
 ما عدالت مهدي را مي خواهيم ...؟!
 دستی بر آسمان
 در فضیلت ماه مبارک رمضان
 جشن میلاد
 سخنان مقام معظم رهبری در مورد ماه شعبان
 تبريک نيمه‏شعبان (در کلام امام رحمه‏الله )
 پانزده شعبان؛ هویت فرهنگی
 لطفا راه را به ما نشان دهید...!
 امام مهدی علیه السلام چگونه دنیایی خواهد ساخت؟
 گفت و گویی با مدیر وبلاگ رسم انتظار!!!
 نرم افزار دانستنیهای مهدوی نسخه 1
 «وظایف منتظران» در نشستی مجازی با شهید همت
 علل مقاومت در برابر پذيرش امام عصر(ع) (قسمت دوم)
 یک قول به امام زمان، یک کتاب
 معرفی و فراخوان جشنواره وبلاگ نویسی ملی تبیان زنجان
 انتخاب من رئيس جمهور امام زماني است
 دولت زمینه ساز یعنی چه؟
 علل مقاومت در برابر پذيرش امام عصر(ع) (قسمت اول)
 عبرت های عاشورا برای جامعه منتظر
 انتظار يك حالت است يا عمل...!؟
 خانواده مهدوی، یک آرزوی دست یافتنی!
 جایگاه زن در جوامع مختلف:غربی و اسلامی و در عصر غیبت

 

 


موضوعات مطالب


منوی تصویری


 


پيوند هاي وبلاگ


آرشيو مطالب


لوگوي وبلاگ


www.Rasm-Entezar.BlogFA.Com