تبليغاتX
وبلاگ رسم انتظار

وبلاگ رسم انتظار

وبلاگ رسم انتظار

اولین جشنواره وبلاگ نويسي بسیجیان استان کرمان

 

اولین جشنواره وبلاگ نويسي بسیجیان استان کرمان

www.bdokerman.com

زمان برگزاری جشنواره: چهارشنبه 21/11/88 از ساعت 8 الی 12

با کمی تاخیر در دهه اول اسفند ماه برگزار خواهد شد

مکان : سالن قرآن حدیث بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس واقع در جنب مصلی کرمان

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 11:44  توسط مسعود محمدجعفر  | 

امام خمینی (ره)، باور زنده ظهور

امام و آيه هاي زنده خداوند
سال‌هاي سرد و سياه ستم‌‌، آن قدر طول كشيد كه آيه هاي "رعد" پروردگار را هم از ياد برديم: "خداوند هيچ مردمي را دگرگون نمي كند، مگر آن كه خودشان را ديگرگون كنند". (1) 



امام خميني(ره) نشان داد كه وعده هاي الهي را فراموش كرده ايم. او نشان داد كه آيه هاي الهي همچنان زنده اند و ماييم كه آنها را از ياد برده ايم. او نشان داد كه تا نخواهم، نخواهيم توانست. روزهايي كه حتي روشنفكران ديني به دنبال كرسي هاي مجلس براي نفوذ در رژيم شاهنشاهاني بودند تا آرام آرام اصلاحات كنند، امام خميني(ره) آيه هاي جهاد را خواند و سوره هاي مبارزه با طاغوت را به يادمان آورد. نامه‌هايي كه امام(ره) در سال 1345 به آيت ‌الله سعيدي و ديگران نگاشت، شاهدان روشن اين مدعايند. با تكيه بر همين آيات بود كه از همان سال ها، اميد حكومتي اسلامي را در دل ها زنده مي كرد. بارها فرمود كه شاه رفتني است، به فكر اداره يك حكومت اسلامي باشيد. حركت شگرفي كه به يكباره در مردم پديد آمد، محصول چند ساعت سخنراني و چند كاغذ اعلاميه نبود؛ محصول 1400 سال وحي و شهادت و مظلوميت و باور بود.

باور زنده ظهور
ترديد، جاي باورهايمان را تنگ كرده است. اگر وعده خداوند، اين اندازه قطعي نبود و اگر پيامبران و امامان و تمام مردان صادق تاريخ تا اين اندازه بر ظهور مرد عدالت، اصرار نكرده بودند، چه بسا اين باور را نيز با هزار تفسير و تأويل، فراموش كرده بوديم و پشت ديوارهاي چون و چراهايمان جا گذاشته بوديم.

از حضرت آدم(ص) تا پيامبر اسلام(ص) تا امروز كه ماييم، همگي منتظريم و از همه منتظر تر خود امام زمان(عج). اما آن جه ماييم و آن چه آنان هستند، كمتر شباهتي به هم داشتند تا آن كه مردي سربرآورد؛ مردي كه انتظار را درست تر از ما مي فهميد؛ مايي كه تن سپرده بوديم به روزگار و دل سپرده بوديم به آرزوهايمان. او انتظار را در مبارزه با ستم و اعتقاد راسخ به مكتب راستين، تفسير كرد.

"ما چاره‏ای نداریم جز این که دستگاه‏های حکومتی فاسد و فساد کننده را از بین ببریم و هیئت‏های حاکمه خائن و فاسد و ظالم و جانی را سرنگون بکنیم. این وظیفه‏ای است که همه مسلمانان در یکایک کشورهای اسلامی باید انجام بدهند و انقلاب سیاسی اسلامی را به پیروزی برسانند". (3)

بازخواني واژه انتظار در كلام امام خميني(ره)، پژواكي از ظهور آخرين منجي را با خود داشت. انتظار براي امام خميني(ره) به سال هاي ظهور براي ما شبيه تر است. قيام براي اصلاح دين، انقلاب براي نجات انسان، اتحاد مستضعفان عالم براي براندازي ظالمان، برپايي حكومت عدل و... براي ما هدف ظهور امام زمانند و براي امام(ره)، مقدمه ظهور. او با برداشت درست خود از انتظار، پیام هاي تازه‏ای از انتظار براي ما داشت:

"انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقُّق پیدا کند و مقدّمات ظهور، إنْ شاءالله، تهیّه شود". (4)

امام(ره) معتقد است كه منتظر بودن براي امام زمان(عج) يعني مقدمه بودن براي ظهور امام زمان(عج). قيام مردم ايران به رهبري اين منتظر آگاه، يكي از اساسي ترين انقلاب هاي انساني در طول تاريخ بشر است. انقلاب اسلامي ايران، انقلابي است که بيش از هر انقلاب ديگري در مسير قيام جهاني حضرت مهدي (عج) گام برداشته است. مباني فکري و نظري ، اهداف و عوامل ايجاد کننده انقلاب رهبري و چشم انداز آينده آن، دلايلي هستند که اين دو انقلاب را بيش از پيش به هم شبيه مي سازد و براي همين، انقلاب اسلامي ايران در جايگاه نمونه کوچکي از انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج) مطرح مي گردد و بايد نمونه و الگوي بسيار کوچکي از حکومت عدل و داد حضرت مهدي (عج) باشد.

"امید است که این انقلاب، جرقه و بارقه‏ای الهی باشد که انفجاری عظیم در توده‏های زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیةالله - أرواحنا لتراب مقدمه الفداء - منتهی شود".

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 21:42  توسط مسعود محمدجعفر  | 

جرعه ایی از جاری انتظار

کتاب «با جاری انتظار» تألیف حجت الاسلام والمسلمین سید مسعودپور سید آقایی با مدنظر قراردادن مبانی نظری وراهبردی مهدویت، به تازگی به همت انتشارات مؤسسه آینده روشن منتشر شده است.

عنوان بخش اول این کتاب «مهدویت؛ ضرورت ها، ظرفیت ها و روی کردها» نام دارد که دراین بخش مؤلف، با ذکر آیات، روایات و مستندات عقلی به بیان ضرورت های شناخت و اعتقاد به مهدویت و همچنین روی کردها وظرفیتهای این فرهنگ پرداخته است.

در قسمتی از این بخش می خوانیم: «مهدویت همچون منشوری است با ابعاد متعدد و وجوه مختلف. همین است که می توان به عدد منظرها و روی کردهای آن اعم از اعتقادی، فرهنگی، هنری، تربیتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، تاریخی، فلسفه تاریخ، انسان شناختی، روان شناختی و... از ضرورت های آن گفت وگو کرد.»
 
مؤلف «با جاری انتظار» در بخش دوم این کتاب به بیان مبانی اعتقادی مهدویت پرداخته است. وی در این بخش با بررسی مبانی امامت، مهدویت از منظر آیات و روایات شیعی و سنی، نظری اساسی به مجموعه مهدویت، دلایل تولد امام مهدی، فلسفه غیبت، نقش امام در عصر غیبت، قیام و انقلاب، پیش از قیام حضرت، وظایف شیعه در عصر غیبت، انتظار، امکان دیدار با حضرت غیبت، جایگاه حضرت، ویژگی های یاران حضرت، علایم وشرایط ظهور، حکومت جهانی و سیره حضرت در عصر غیبت و ظهور سعی در توضیح مبانی اعتقادی به مهدویت داشته است.
 
«بازکاوی حقوق امام مهدی» عنوان بخش سوم این کتاب است. دراین بخش، مولف به نقش نهادهایی چون حوزه علمیه، آموزش و پرورش و صداوسیما در توسعه و ترویج معارف غنی مهدویت اشاره کرده است.

«ظهور ضغرا و بایستگی ها» عنوان چهارمین بخش کتاب «با جاری انتظار» را تشکیل می دهد. مؤلف در این بخش به بیان اهداف، امکانات، راه کارها، عرصه های پژوهشی (الف- کلامی و اعتقادی ب-تاریخی (تحلیلی و نقلی) ج- روان شناختی، تربیتی و اخلاقی د- سیاسی و اجتماعی. عصر ظهور، ادبی و هنری، سؤالات و شبهات، فرقه های انحرافی، احادیث و زیارات، منجی شناسی تطبیقیی، کتاب شناسی و مستشرقان پرداخته است.
 
مردم، نهادها و بزرگداشت هفته مهدویت عنوان بخش پنجم این کتاب را تشکیل می دهد. در این بخش نیز مؤلف به بیان راه کارها و وظایف نهادهای مختلف مردمی و دولتی برای تکریم و بزرگداشت دهه مهدویه اشاره کرده است.
 
تولد دوباره یک ملت اختصاص دارد به بررسی ویژگی های انقلاب اسلامی ایران و نقش آن در زمینه سازی ظهور حضرت صاحب الامر.

پیام امید به منتظران و بیعتی برای همیشه عناوین دیگر بخش های با جاری انتظار را تشکیل می دهند. در بخش بیعتی با امام مولف با تکیه به آیات وروایات به بررسی مفاهیمی چون معرفت امام ، محبت، ولایت، عهد واطاعت پرداخته است.

حجت الاسلام والمسلمی پورسید آقایی در بخش بعدی این کتاب سعی دارد با ارائه مستندات عقلی و نقلی عدالت مهدوی را در استمرار عدالت نبوی و علوی تعریف کرده ودراین راه به ذکر مصادیق سیاسی، اجتماعی و تاریخی می پردازد.

وی در بخش انفجار نور ،زمینه ساز ظهور آورده است: «انقلاب ما، زنگ بیدارباشی است برای تحول بزرگی که جهان، قرن ها در انتظار تحقق آن است. تحول بزرگی که به حاکمیت کفر و استکبار پایان می دهد و بساط ظلم و بی عدالتی را از پهنه گیتی برمی چیند.»

مؤلف «با جاری انتظار» در بخش دولت زمینه ساز با استناد به آیات و احادیث به بیان ویژگی های دولت زمینه ساز پرداخته است. وی بینش عمیق نسبت به حق تعالی و اطاعت او، معرفت و اطاعت از امام، فنا در امام و آرمان های او، سجایای اخلاقی، ساده زیستی و مردمی بودن، عدالت خواهی، جهادگری و شهادت طلبی، شجاعت، قاطعیت، ادای حقوق امام، عشق به مردم و مستضعفان، تهجد و پارسایی، اعتقاد راسخ به فرهنگ زمینه سازی مهدویت، برخاسته شدن از دل مردم و مستضعفین، پیروی از ولی فقیه، عشق به قرآن و تفسیر، جوان گرایی، سخت کوشی، عاشورایی بودن، فروتنی در برابر مؤمنان و گردن فرازی در مقابل کافران و سلمان گونه و مالک گونه را از خصایص و ویژگی های یک کارگزار نظام اسلامی وزمینه ساز دانسته است.

بخش آخر این کتاب به بررسی «دکترین مهدویت» اختصاص دارد. در این بخش نیز مؤلف در بیان ویژگی های اساسی و جهانشمول بودن این دکترین پرداخته است.

کتاب «با جاری انتظار»، به همت مؤسسه آینده روشن برای نخستین بار در 2000 نسخه و با قیمت 2700 تومان در سال 87 و در 252 صفحه منتشر شده است.

با تشکر از نشریه الکترونیکی ساعت صفر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 10:59  توسط مسعود محمدجعفر  | 

آخر الزمان، منجي‏گرايي و ظهور در شبكه جهاني اينترنت

امروزه، با رواج شبكه جهاني اينترنت دسترسي سريع به موضوعات مختلف علمي ، فرهنگي ، خبري و .. .. ممكن شده است، امّا شايد برخي از افراد در مورد اينكه آيا مسائل ديني ، اعتقادي و معنوي نيز در اينترنت و در بين سياست‏هاي مختلف آن جايگاهي دارند يا نه در شك و ترديد باشند ؛ با جست‏وجويي سريع در اينترنت مي‏توان ترديد و شك در اين مسأله را از خود دور ساخت و به آماري شگفت‏انگيز دست يافت و آن اينكه اگر شما با موضوعاتي نظير «پايان جهان» يا «آخرالزمان» و يا «بازگشت عيسي مسيح» و «منجي‏گرايي» در هر يك از موتورهاي جستجو و يا دايركتوري‏هاي اينترنت به جست‏وجو بپردازيد حتي فرصت ورق زدن صفحات موجود كه هر يك داراي ده‏ها مدخل ( Entery ) هستند نيز ، نخواهيد داشت چه برسد به ورود به هر مدخل و خواندن و مطالعه جزييات آن .

آخر الزمان، منجي‏گرايي و ظهور در شبكه جهاني اينترنت


اطلاعاتي كه در زير سعي شده تا به صورت بسيار موجز و مختصر ذكر گردد، تنها بخشي از اين اطلاعات گسترده است كه با جست‏وجو در موتور جستجوي ( google ) به دست آمد است. نظر خوانندگان گرامي را به آن جلب مي‏نماييم :
الف) آخرالزمان (پايان جهان) با /000/430/3 مدخل در google با عناويني نظير :
1ـ پايان جهان آنطور كه مي‏شناسيم :
( www.geocities.com/Athens/oracle/9941 )
2ـ جهان چگونه به آخر خواهد رسيد .
3ـ آيا بعد از اين پايان ، جهان باز هم ادامه خواهد يافت؟
( www.jesus warrior.de )
4ـ پايان جهان نزديك است :
(www.aaaa.demon.nl/worldend 2.html )
5ـ خود را براي پايان جهان آماده سازيد و ...:
(www.post-gazette.com )
ب) بازگشت عيسي مسيح با 000/507 مدخل با عناويني نظير :
1ـ زمان بازگشت عيسي مسيح:
( members.aol.com/jcsaves7 )
2ـ بازگشت عيسي مسيح و روز خدا
3ـ جلال و بزرگي عيسي مسيح و موضوعات عصر ايمان
4ـ بازگشت عيسي مسيح نزديك است :
( www.serve.com/exjw/ userspages/Peace.html )
5ـ منابع مذهبي و اطلاعاتي در خصوص ظهور عيسي مسيح
6ـ بازگشت جسماني عيسي مسيح را تصور كنيد 
( www.theshop.nent/gjess/mbpgretum.htm )
7ـ علائم ظهور عيسي مسيح 
( users.panola.com )
8ـ بازگشت عيسي مسيح ، واقعيت‏ها ، اهميّت و نحوه آن: 
( www.jokimos.org/vings302.html )
9ـ بازگشت مجدد آقا و نجات دهنده ما عيسي مسيح: 
( www.ncinter.net/~ejt /)
10ـ عيسي مسيح عشق را از آسمان با خود مي‏آورد: 
( www.believers.org /)
حال در اينجا بد نيست تا پاره‏اي از مطالب عنوان شده در اين سايت‏ها و منابع را مورد اشاره قرار دهيم تا با مطالب عنوان شده نيز آگاهي بيشتري حاصل گردد :
در مقاله‏اي كه تحت عنوان «بازگشت عيسي مسيح نزديك است؛ 2 روز = 2000 سال» چنين آمده است :
ما نمي‏توانيم زمان دقيق بازگشت عيسي مسيح را تعيين نماييم ، اما پيشگويي‏هاي انجيل نشان مي‏دهد كه بازگشت او بسيار نزديك است و پيشگويي‏هايي كه در رابطه با انتظار و براي ظهور مسيح است خاطرنشان مي‏سازند كه وي بعد از 2000 سال بازخواهد گشت .
انجيل مي‏گويد : عيسي دوهزار سال پس از عروجش به آسمان دوباره باز خواهد گشت و هزار سال بر روي زمين پادشاهي خواهد كرد كه در بخش مكاشفات انجيل به آن اشاره شده است . عيسي مسيح را با قلب‏هاي خود فرا خوانيد تا او آقا و سرور شما گردد و نجات دهنده شما و مطمئن باشيد كه اين عمل پيش از آنكه خواست شما باشد خواست الهي است .
در مقاله ديگري تحت عنوان «زمان بازگشت عيسي مسيح» بحث مفصل و مستدلي در مورد زمان بازگشت وي مطرح شده است و چنين نتيجه‏گيري شده است كه خود حضرت مسيح زمان بازگشت و ظهور خود را نمي‏داند و در انجيل آمده است كه : عيسي به حواريون خود گفت من تنها آنچه را كه خدا به من مأموريت داده است براي شما آشكار مي‏سازم (انجيل يوحنا 8 : 17) و تنها آنچه را كه از خدا شنيده‏ام براي شما آشكار سازم (يوحنا 15 : 15) . من بسياري چيزها را براي شما مي‏گويم ، اما آن كس كه مرا به سوي شما فرستاده است حقيقت محض است و من به جهانيان سخنان او را مي‏گويم (يوحنا 26 : 8) .
من از خود هيچ چيز ندارم ، بلكه تنها آن چيز را كه او به من امر بكند انجام مي‏دهم؛ زيرا من به خواسته خود عمل نمي‏كنم بلكه به خواسته كسي كه مرا به سوي شما فرستاده عمل مي‏كنم . (يوحنا 5030) .
عيسي مي‏گويد : شما نمي‏توانيد زمان و موقع آمدن مرا بدانيد؛ زيرا اين فقط در يد قدرت خداوند است .
هيچ بشري از آن لحظه (زمان ظهور) آگاهي ندارد ، حتي فرشتگان و تنها خداوند آگاه است . (انجيل متي 36 : 24) .
مسيح مي‏گويد : هميشه آماده باشيد ؛ زيرا كه من زماني مي‏آيم كه شما فكرش را نمي‏كنيد . (لوقا 40 : 12) .
در مقاله ديگري شيوه ظهور حضرت عيسي به اين شكل شرح داده شده است كه : عنقريب بعد از آن آزمايش سخت روزگاران خورشيد تيره و تار مي‏گردد و ماه نور خود را از دست خواهد داد و ستارگان افول خواهند كرد و قدرت‏هاي آسماني نيز به لرزه در خواهند آمد و سپس آثار و علائم ظهور آن مرد آسماني آشكار خواهد شد و سپس تمامي قبائل زمين نگران و غمگين مي‏گردند و آنگاه عيسي از ابرهاي آسمان با جلال و شكوه و قدرت فرو خواهد آمد . (متي 30 ـ 29 : 24) .
در جاي ديگري چنين آمده است كه از آن آزمايش سخت ، خورشيد تيره خواهد شد ، ماه نور افشان نخواهد كرد و سپس عيسي با شكوه و جلال و قدرت خواهد آمد و فرشتگاه تحت امر خود را به اطراف و اكناف عالم روانه خواهد كرد و منتخبان خود را از چهار گوشه جهان از بالاترين نقطه آسمان تا پايين‏ترين نقطه زمين جمع خواهد كرد . (مرقس 27 ـ 24 : 13) .
در مقاله‏اي ديگر نشانه‏هاي آخر الزمان به نقل از انجيل چنين معرفي گرديده است :
در آخرين روزها (منظور روزهاي نزديك به ظهور است) بشر خودخواه و خودپرست خواهد شد ، نسبت به والدين خود ناسپاس و غير مطيع مي‏گردد ، تقدس از بين خواهد رفت ، افراد آشتي طلب و صلح جو نخواهند بود ، وحشي و خونخوار مي‏گردند و از خوبي‏ها متنفر مي‏گردند ، پيش از آنكه به خدا عشق بورزند ، عاشق لذائذ دنيوي مي‏گردند ، مغرور ، متكبر ، فحاش و بددهن مي‏شوند .
در مقاله‏اي ديگر هدف بازگشت حضرت عيسي چنين عنوان شده است :
در ادعيه‏اي كه حضرت عيسي به طرفداران خود تعليم داده آمده است كه : براي ايجاد يك پادشاه الهي در زمين دعا كنيد : پادشاهي و حكومت الهي تحقق خواهد يافت و همانطور كه در آسمان‏ها ايجاد شده در زمين نيز تحقق مي‏يابد . (انجيل متّي 10 : 6) .
و در اين زمان گفته‏هاي داوود تحقق خواهد يافت ، صالحان وارث زمين خواهند شد و براي هميشه در زمين سكني خواهند گزيد . (زبور داود 29 : 37) . مسيح به زمين بازخواهد گشت و با بر انداختن نظام‏هاي بشري، پادشاهي الهي را بر روي زمين حكمفرما خواهد ساخت . او جهان را از تبه كاري و شرارت خواهد زدود و با جلال و شكوه الهي، به عنوان راه حلي مقدس براي مشكلات فعلي پر خواهد كرد .
الهي ، صالحانه و ميانه رو زندگي كنيد ، در جهان كنوني به دنبال آن اميد مقدس ، ظهور شكوهمند حكومت الهي و عيسي مسيح نجات دهنده بگرديد . (13 ـ 12 : انجيل تيطس)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 20:35  توسط مسعود محمدجعفر  | 

جایگاه فرهنگ انتظار در عزاداری های حسینی

جایگاه فرهنگ انتظار در عزاداری های حسینی
 
چند سالی است که با نزدیک شدن به ماه محرم و در آئین های مرتبط به آن سلسله بحث هایی تحت عناوین مختلف برای آسیب شناسی عزداری ها و زدودن برخی خرافات از آن در سطوح گوناگون مطرح می شود.
 
 
 چندی پیش بحث شمایل، تمثال ها و نقاشی های منتسب به ائمه اطهار(ع) سوژه داغ نهادهای فرهنگی و متولیان برخورد با اختلالات آئینی و مذهبی بود.

مقابله با انحرافات مذهبی و آئینی کار پسندیده ای بود که با اطلاع رسانی و انجام کارهای فرهنگی تقریبا" به نتیجه رسید و امروزه از این تمثالها و شمایل حداقل در عزاداری ها و آئین های سنتی مرسوم کمتر استفاده می شود. 

طرح موضوع علم های بی معنی و گاهی موهن عزاداری، قمه زنی و مراسماتی از این دست در رسانه ها نیز رفته رفته در حال جواب دادن است.
 
به طوری که هم اینک ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر کشور به جد در مسیر مقابله با این خرافه ها حرکت کرده و در قالب های مختلف از تکثیر و گسترش مظاهر خرافات در هیئت های عزاداری و آئین های مذهبی جلوگیری می کند. 

مداحی ها، مقاتل، ذکر مصیبت ها و منابر عاشورایی نیز قصه ای جداگانه دارد که گویا نهادهای متولی در حال آموزش شیوه های صحیح آن هستند و در چند سال گذشته مداحان، مبلغان و دست اندرکاران دوره هایی در این ارتباط گذرانده اند. 

برخی فعالیت های فرهنگی در خصوص پیام های قیام عاشورا آرام آرام جایگاهی برای خود بازکرده است مثلا تا چند سال پیش نماز ظهر عاشورا فقط متعلق به شهرهای مذهبی و اماکن مقدس شهرهای دیگر بود و کمتر هیئت های مذهبی محلات و مساجد ملتفت آن بودند، اما اینک با اطلاع رسانی صحیح و تبیین اهداف قیام عاشورا کم کم می رود تا نماز ظهر عاشورا همچون نماز عید فطر و قربان در آئین های مذهبی نهادینه شود. 

در تمامی جریانات مربوط به آئین های حسینی نکته ای وجود دارد که یا مورد غفلت واقع شده یا کار تخصصی در مورد آن انجام نشده که این موضوع جایگاه فرهنگ انتظار در عزاداری های حسینی را شامل می شود. 

هم اینک شاید بتوان ادعا کرد که هیج جلوه رسمی و سنتی از انتظار در آئین های محرم وجود ندارد و عزاداری های حسینی در چهارچوبی سنتی و گذشته محور محبوس شده اند و صرفا در کارکردهایی سیر می کنند که مشتمل بر انتقال برخی آموزه های نهضت کربلاست، در حالی که بسیاری از ابعاد بنیادین و تحول گر واقعه عاشورا در سال 61 هجری مانده اند و فاصله ای صدها ساله با آن اهداف و آرمانها ایجاد شده است. 

این روزها که رواج خرافات و ظهور فرق ضاله تهدید جدی اسلام ناب محمدی شده، اظهارات انحرافي درباره ظهور امام زمان (عج) به عزاداري هاي محرم نيز نفوذ كرده است.

محرم امسال چندین سایت پربازدید و شناخته شده کشورمان مطلبی را که در ذیل می آید نقل کردند که شایسته تامل مسئولان است: 

در اولين شب از برپايي مراسم دهه اول محرم در يكي از هيئت ها شنيده شد كه مداح جلسه، بعد از اتمام عزاداري در حالي كه سعي داشته جمعيت را احساسي كند، از حاضران خواسته وجهي را به عنوان كمك به ذخيره مالي امام زمان (عج) به هيئت كمك كنند. اين فرد گفته است با سخناني كه برخي مسئولين مملكتي گفته اند، ان شاالله ظهور امام زمان نزديك است، اما شما مي دانيد به محض معلوم شدن ظهور آقا دشمنان درصدد محاصره و تحريم ايشان برخواهند آمد و ايشان نيازمند كمك مالي من و شما هستند! تا بتوانند امور خود و اطرافيانشان را رتق و فتق كنند. 

البته این صحبتهای خطرناک اولین باری نیست که ادعا و طرح می شود، اما واقعیت این است که در بطن مراسم مذهبی مان همچنان رسوباتی وجود دارد.

هم اینک در عزاداری های محرم باز هم خرافات کهنی وجود دارد که هیچ وقت در فرهنگ عاشورا جایی نداشته است اما نه رسانه ها تخصص یا جرات ورود بدان را پیدا کرده اند و نه بزرگان دینی بنا به مصلحت هایی بدان پرداخته اند.

باید نیک اندیشید که خلق حماسه عاشورا در نهایت آگاهی و اطلاع به حقیقت پیوسته است و ثبت و ضبط جزئیات و کلیات آن نه فقط برای عزاداری و گریه یا تبدیل شدن به آیینی مذهبی بلکه به عنوان نماد و چراغی برای شناخته شدن طریق حق از باطل و به منظور هدایت انسان ها مقدر شده است و دقیقا این موضوع در حدیث معروف پیامبر اکرم(ص) در مورد امام حسین (ع) تبیین شده است که می فرماید: ان الحسین مصباح الهدی و سفینه ‏النجاه؛ به درستی که حسین(ع) مصباح هدایت و کشتی نجات است.

امروز در عزاداری هایمان باید بدانیم که صاحب عزا حضرت حجت بن الحسن العسکری(ع) به عنوان منتقم خون سید و سالار شهیدان بر چه عزاداری هایی نظر دارد و چه آیین ها و اضافاتی را مطرود می داند.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 1:51  توسط مسعود محمدجعفر  | 

دوستان و دشمنان امام مهدی علیه السلام چه کسانی هستند؟

دستهايمان را به سوي شما گرفتيم تا دست در دست هم، قدمهاي بزرگي برداريم. مي خواستيم از آنچه گذشته است و آنچه مي گذرد، بدانيم تا آنچه اتفاق مي افتد را بدانيم. مي خواستيم در اين انتظار، همراهاني داشته باشيم که نگاهشان، ياري بخش ما باشد. مي خواستيم زير آسمان، روي زمين، در دل رودخانه ها، در ميان بيابانها، در جنگلها، بيشه ها، سبزه زارها... همه جا او را صدا بزنيم و نشاني اش را بگيريم.
راه طي شده ما، کوتاه و اندک بود، اما با همراهي شما، اميدي به آينده دارد. اميد به فردا، اميد به انتظار.

 


در پست هاي گذشته وبلاگ برای تآمل و هم فکری بيشتر با شما دوستان يك سوال
با متن: دوستان و دشمنان امام مهدی علیه السلام چه کسانی هستند؟
را طرح كردم كه برايتان به ايميل يا نظرات وبلاگ ها ارسال نمودم .حال مي خواهم تنها بخشي از اين نظرات و پاسخ هاي ارزشمند شما را در وبلاگ رسم انتظار قرار دهم تا همه بدانند منتظران مهدي آماده اند و در غفلت نيستند.


سینا : نه نغمه ني خواهم و نه طرف چمن
نه یار جوان نه باده ی صاف کهن

خواهم كه به خلوتكده اي از همه دور
من باشم و من باشم و من باشم و من

دوست آن است که از خود درونش در راه ارزشی والا بگذرد

و دشمن کسیست که خود درونش را بر هر چیزی ارجح میدند



سحر: دوست آن است که اصول و معیارهای با او بودن را می شناسد و می داند که هر شعاری که در خلاف جهت موازین اسلامی است، از سوی دشمن صادر شده است حال آن فرد هر که می خواهد باشد...!
و بسیاری از ما چشم ها را براحتی می بندیم و باز هم فریاد یا مهدی سر می دهیم...!
خدا کند که روزی او را با موازین به حق اسلامی و شعارهای اسلامی، دشمن نخوانیم... و دشمنانش را بخاطر پیشینه آشنایی مان دوست نگیریم...
وای بر ما!


محمد: دوست حضرت مهدی (روحی فداه) کسی است که عَلَم و پرچم دجّال را با معیارهای اسلامی می شناسد. دوست او کسی است که می داند وقتی پرچم رنگین و پر زرق و برق آزادی و بی بند و باری در روابط زن و مرد بر دوش کسی خودنمایی می کند، آن فرد به حقیقت دجال است. اسلام محمد (ص) چنین می گوید مگر اسلامی دیگر آمده باشد! آن پرچم نمی تواند پرچم سبز و زینبی حضرت مهدی (عج) باشد و آن پرچم به حقیقت در جبهه مقابل اسلام و مهدی منتظر (ع) می باشد.


شهروز: دشمن مهدی کسی است که ظلمات قلبش، معیارهای روشن اسلامی را در نظرش می پوشاند و به روشنی بین دجال و حضرت را تشخیص نمی دهد!
و البته باطل سست و بی ثبات و حق ریشه دار و ماندنی است...
روز غربال رسیده... به مسلمانیمان نظری از سر تأمل بیندازیم، مبادا ما که مغرورانه خود را دوست مهدی می دانیم، با طناب پوسیده دجال ها به چاه دشمنی وی سقوط کنیم.


سعید کریمی :در نظر اول نمی شه به راحتی دوست و دشمن را تشخیص داد. چه بسا دوستی که در نظر اول دشمن بیاید و دشمنی که در نظر اول دوست جلوه کند....


منتظر قائم : آقا وقتی که بیاید می گوید تمامی مال و اموالی که به ناحق جمع کرده اید را باید پس دهید حتی اگر مهریه زنانتان کرده باشید و پست ومقام های که لایقش نیستد از شما گرفته می شود.
حال به نظر می رسدکه اکثر جامعه چون پست و مقامی ناحقی نگرفته اند و ثروت حرام خیلی جزئی در زندگیشان است (با توجه به این همه معصوم نیستد و احتمال گناه دارند) برای این افراد برگرداند مقدر جزئی از مال و ثروت که از راه حرام بدست آورده اند کار زياد سختی نمی باشد. پس اکثریت از یاران آقامون حضرت ولی عصر می باشند.
ولی دشمنان حضرت:
صاحبان زور و قدرت، اکثر کسانی که در حال حاضر پست و مقام دارند و به خاطر بی کفایتی آنها مردم در رنج و سختی هستند.
اين افراد چون طعم قدرت به مذاق آنها خوشایاند بوده با امام مخالفت کرده و از سخت ترین دشمان آقا می شوند و چه بسیارند از این افراد که به واسطه قدرت و پست و مقامشان ، خود و بستگانشان از اموال بیت المال ، برداشته اند وقتی امام به آنها میگوید این ثروت را برگردانید با آقا به مخالفت و دشمنی می پردازند.
برای روشن شدن مطلب مثالی می زنم:
اکثر افراد به طور متوسط مثلاً 50 میلیو ن تومان دارایی دارن امام می گوید 10 درصد آن از راه حرام بدست آوردی برای آن فرد برگرداندن 5 میلیون تومان کارسختی نیست ولی برای شخصی که 100 میلیاد تومان دارای دارد که 99 میلیارد و 950 میلیون تومان آن نامشروع کسب کرده فکر می کنم برگرداندن آن برایش کار سختی باشد.
اینان هستند دشمان حضرت


فاطمه: دوست حضرت، کسی است که برای با او بودن هیچ شرطی نگذارد.
دوست حضرت کسی است که حتی به اندازه یک دقیقه زمان و به اندازه یک پر کاه از دنیا، بین خود و او فاصله نخواهد و در هر لحظه و به هر اندازه که او بخواهد، آماده اجرای فرامین وی باشد.


مسافر: عقل حجت باطني است و امام حجت ظاهري. كسي كه حجت باطني را بر سرزمين وجودش حاكم كرده باشد،‌ مي تواند خشنود باشد كه در مواجهه با حجت ظاهري دچار مشكل نمي شود و آنكس كه از هم اكنون عقل را در انزوا قرار داده باشد،‌لاجرم در ديدار با امام نيز او را نمي خواهد و پس مي زند.
دوستان امام مهدي كساني هستند كه هم اكنون عاقلانه زندگي مي كنند و دشمنان او كساني هستند كه از اكنون دچار تناقض و عقل ستيزي مي باشند.


مهران: آقا...
بگذار به زير قدمت خاك شوم خاك
ناچيز به يك گام تو خاك همه افلاك

دوستان حضرت مهدي(عج) كساني هستند كه ايشان را غايب ندانند.او حاضر است.اين ما هستيم كه غايبيم.غايب از خود.غايب از فطرت خود.غايب از نفس خود.
ما كه از نفس خود غايبيم از خداي خود غايبيم.ما كه از خداي خود غايبيم از امام زمان خود غايبيم.
پس بياييم به اين مساله فكر كنيم كه به راستي ما دوستان حضرتيم يا دشمنان او؟

پینوشت: فرياد بزن، بگذار همه صداي تو را بشنوند. بر فراز کوه ها فرياد بزن، بر بلندترين درختان سرو، همراه با پرندگاني که در آسمان پرواز مي کنند، با ماهيان درياها، فرياد بزن و بگو: آسمان مال ماست، فردا مال ماست، آينده مال ماست.
دست ما هنوز محتاج فشردن دستهاي شماست. با ياري شما به اينجا رسيده ايم و مي خواهيم که ادامه دهيم. براي هم دست شدن، براي هم فرياد شدن، براي ادامه دادن اين راه، هم گام ما باشيد.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 18:36  توسط مسعود محمدجعفر  | 

مسجد اولین پایگاه حکومت جهانی امام زمان عج

شروع حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) چون پیامبر اعظم (ص) و وصى بر حقش، حضرت على از مسجد خواهد بود شروع حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) چون پیامبر اعظم (ص) و وصى بر حقش، حضرت على از مسجد خواهد بود.


مسجد از نگاهى خانه خداست و از نگاهى ديگر، مجلس و جايگاه پيام ‌آوران بزرگ الهى و خانه همه تقوا‌پيشگان است. ضرورت تلاش براى آبادانى و رونق اين جايگاه ملكوتی تا آنجاست كه يكى از رازهاى تشريح فريضه جهاد پاسدارى از اين پرستشگاه پرعظمت در برابر يورش حاكمان خودكامه و ستمگر است و تاريخ مسجد با تاريخ دين اسلام گره خورده‌، كه از شروع بعثت نبى مكرم (ص) حركت‌ها و تماس فعاليت‌ها از مسجد صورت گرفته ‌است.

مسجد پايگاه وحدت
مسجد پايگاه عبادت و ياد خداوند متعال و پايگاه جهاد فكرى و تعليم و تعلم معارف اسلامى و نمايش روح وحدت و يكپارچگى به دشمنان اسلام است. مسجد به عنوان پايگاه عبادت و ياد خداوند متعال و به عنوان پايگاه جهاد فكرى و تعليم و تعلم معارف اسلامى و همچنين بعنوان پايگاه تجمع نيروهاى رزمنده و اعزام آنان به جبهه و جهاد و مركز وحدت مسلمان و نمايش روح وحدت و يكپارچگى به دشمنان اسلام مورد استفاده قرار گرفته‌ است و در هر عصر و زمانى نقش خودش را در اين راستا خوب ايفا كرده ‌است.

معنای مسجد
مسجد واژه‌اى عربى از ماده "سجد" است كه اسم مكان به معنای محل سجده است زيرا سجده فرد اعلى و اكمل عبادت به شمار می‌رود و نهايت خضوع در برابر خالق هستى است. مسجد خانه دوم هر مسلمان است و تعلق به معبود دارد و خانه خداست، محل پرستش، نيايش و ارتباط با خالق يكتا، غنى و فقير در آن يكسان است.
اهميت مسجد در شريعت مقدس بر كسى پوشيده نيست و مانند كعبه حرم است و جنگ و قتال در آن حرام و احترامش بر همگان لازم است، مسلمانان نيز اين دستور را از روح ديانت اسلام فهميده‌اند و بيشتر از هر چيز و هر جاى ديگر به عمران و آبادانى و توسعه مسجد اهتمام می‌ورزند و به شكوه و عظمت آن می‌انديشند كه وجود مساجد مستحكم و باشكوه در سرزمين‌هاى اسلامى دليل بر اين مطلب است. بعد از انقلاب اسلامى مساجد اهميت بيشترى يافتند و فعاليت‌هاى سياسی، اجتماعى به خصوص نظامى در مسجد شكل گرفت و مردم از مسجد نهضت را شروع كردند و از آنجا انقلاب به ثمر رسيد.

به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 15:56  توسط مسعود محمدجعفر  | 

مبدأء شيعه، عاشورا و مقصد آن ظهور امام‌زمان است

آنچه می‌آید، گزیده کوتاهی از گفتگوی یاسر آیین با دکتر ابراهیم فیاض است که به مناسبت ایام محرم تقدیم می‌گردد.(از زبان نویسنده)

مبدأء شيعه، عاشورا و مقصد آن ظهور امام‌زمان است که در تمام متون زيارت‌‌نامه‌هاي شيعيان اين شروع و پايان به چشم مي‌آيد. در اين ميان نيز تاريخي است که شيعه با آن زندگي مي‌کند و زندگي فردي و اجتماعي خود را با عاشورا و ظهور امام‌زمان شکل مي‌دهد و اصلاً زندگي بدون اين دو، در شيعه قابل تصور نيست. بنابراين توجه هر چه بيشتر شيعه به اين دو موضوع مهم، معنا‌بخشي بيشتري براي او رقم خواهدزد. اگر مبدئيت عاشورا خوب توضيح داده نشود، آن مقصد نيز به خوبي روشن نمي‌شود.

عاشورا به اعتقاد من روز تجلي اعظم خداست و اين يعني اگر عاشورا به وجود نمي‌آمد، هرگز اسلام در شکل نهايي‌ و عظيم خود تجلي پيدا نمي‌کرد. درواقع با عاشورا است که مي‌شود انسان کامل و حقيقت اسلام را ديد تا آنجا که حتي مي‌توان از ميان صبح تا عصر عاشورا و صحبت‌هاي امام حسين عليه‌السلام، چارچوب قرآني استخراج کرد و نشان‌داد که همه ‌چيز آن قرآني بوده ‌است. به‌طورکلي بايد گفت در عاشورا دقيقاً اسلام تجلي يافت و نهضت پيامبر بدون عاشورا معنا نداشت.اين بزرگ‌ترين چالشي است که اهل‌سنت با آن برخورد مي‌کنند و هنگامي‌که با دوستان اهل‌سنت به‌طور جدي و البته صادقانه و دوستانه و برادرانه بحث شکل مي‌گيرد، بايد پرسيد شما که عاشورا نداريد چه کار مي‌کنيد؟ اتفاقاً من دوستان باسوادي از اهل‌سنت دارم. پس از آن که من کمي قضيه عاشورا را تشريح کردم، يکي از آنها که اتفاقاً استاد دانشگاه هم بود پرسيد، پس ما که نداريم چه‌کار کنيم و من هم گفتم نمي‌دانم!

در روز عاشورا واقعه عجيبي رخ مي‌دهد. آن حديث امام حسين که در خواب، پيامبر به ايشان گفتند که خدا مي‌خواهد تو قتيل باشي و خانواده‌ات اسير باشد، به نظر من بزرگ‌ترين مبناي تئوريک عاشورا است. اين اراده‌اي تکويني است که خدا بايد حسين را شهيد و خانواده‌اش را اسير ببيند و اين بحثي است که به نظر من مبناي بسيار مهمي در عاشورا‌شناسي به‌ وجود مي‌آورد. بحث قتيل‌بودن امام‌حسين به‌ اين معناست‌ که يک انسان کامل با تمام سير وجودي خود، بايد اين‌جا شهيد شود و به عبارت عرفاني‌، از بعد ناسوتي به بعد ملکوتي و جبروتي و لاهوتي‌ خود نزديک ‌شود. از اين‌رو شما در قصه‌هاي عاشورا مي‌بينيد که ديگر زمين براي امام‌حسين گريه نمي‌کند بلکه اهل آسمان و سماوات ـ نه فقط يک آسمان که همه آسمان‌ها ـ براي امام‌حسين گريه مي‌کند که بيان‌گر يک بحث تکويني بسيار عظيم است. مي‌دانيم که در بعد زماني، زمان ملکوت بر زمان ناسوت محيط است و اين يعني از ازل تا ابد، قصه امام‌حسين و شهادت او تجلي و حضور داشته ‌است. زمان در آنجا شامل است و قبل و بعد را دربرمي‌گيرد تا تجلي‌ عاشورا در ناسوت ادامه يابد.

ماجرا اين است که انسان کاملي که تجلي اعظم اسماء الهي است و همه اسماء الهي در او تجلي پيدا مي‌کند و در واقع خليفة‌الله و مظهر خداست، به ميدان شهادت مي‌رود و کشته مي‌شود. اين قصه و اين شخصيت از آنجا که خدايي است، ابدي مي‌شود و از همين‌رو توليد معناي آن نيز ابدي است. به عبارت ديگر عاشورا معنايي توليد مي‌کند که هيچ وقت از ميان نخواهدرفت، چراغي است که هيچ وقت خاموش نخواهد شد و عطشي است که هيچ وقت سيراب نخواهدشد. يعني هر چه شما بيشتر در عاشورا غرق شويد، تشنه‌تر مي‌شويد و ملاحظه مي‌کنيد آنها که با عاشورا مأنوس هستند، روزبه‌روز پرشورتر و تشنه‌تر مي‌شوند تا ان‌شاءالله در نهايت از حوض کوثر بنوشند و سيراب شوند. اين‌که «کل يوم» مي‌شود عاشورا و «کل ارض» مي‌شود کربلا، به‌دليل بسط عاشورا در همه زمان‌ها و در همه مکان‌ها است و اگر ما در اين بحث دقت کنيم، مي‌توانيم بحث‌هاي عميقي از آن بيرون بکشيم و به نظريه‌پردازي و توليد معنا بپردازيم. هنگامي که اين انسان‌کامل شهيد مي‌شود، تاريخ شيعه آغاز مي‌گردد.

امام علي در بستر شهادت موقعي که همه گريه مي‌کنند، به اباعبدالله مي‌گويد: لايوم کيومک يا اباعبدالله. در جريان صلح امام‌حسن نيز عملاً سه گروه با ايشان درگير شدند؛ يک گروه خوارج بودند که گفتند تو مثل پدرت کافر شدي و قيموميت اين خواسته را پذيرفتي و کار را به‌دست معاويه سپردي و سپس داستان ترور و شمشير يا خنجرزدن به پاي ايشان و مداين و خلاصه قصه‌‌اي که از خوارج برجاي‌ ماند. گروه ديگر مردم عادي هستند که ديگر خسته شده‌اند و مي‌خواهند خوش بگذرانند و در نتيجه امام حسن را رها کردند و رفتند. گروه ديگر را خواص و افرادي از جمله حجربن عدي تشکيل مي‌دهند. حتي حجربن‌عدي که دست آخر نيز به دست معاويه شهيد شد و با آن عظمت در تاريخ ماندگار شد، با حالتي ناراحت به امام اعتراض مي‌کند که چرا صلح را پذيرفتي؟ امام حسن اختصاصي با او صحبت مي‌کنند و مي‌گويند من براي ظهور امام زمان صلح کردم.اين بدان معني ‌است که همه اين اتفاقات براي آن هدف نهايي که در واقع عاشورا تجلي بزرگ آن است پايه‌ريزي مي‌شود. يعني صلح امام‌حسن مقدمه روز‌عاشورا و به‌وجود‌آمدن آن تجلي است و اين نشان‌دهنده بحث اراده تکويني خداست و برنامه‌ريزي او براي هدايت بشر و براي تجلي بشر در آينده است. آيه «و سنريهم آياتنا في الافاق و انفس...» مي‌خواهد نشان بدهد که اين قصه عاشورا هم در آفاق و هم در أنفس تجلي مي‌کند. در واقع هم بعد دروني و عرفاني و هم بعد بيروني و اجتماعي دارد و داستان امام‌حسين و عاشورا جامع‌تر از آن است که بخواهد با يک الگوي خاص مارکسيستي يا روان‌شناختي يا عرفاني صرف مورد بررسي قرار‌گيرد. من گفتم، در حقيقت مي‌توان گفت آنچنان‌که اسلام به يک بعد محدود نمي‌شود و تنها در چارچوب خود قابل فهم است، عاشورا و انتظار نيز مي‌بايد در همين راستا مطالعه شود و دکتر اینچنین تأیید کرد که دقيقاً چنين است، اگر شما به قصه عاشورا نگاه کنيد از آنجا که جامع است، توليد معناي کاملي صورت مي‌دهد و هر چه بيشتر به آن توجه کنيد، مي‌توانيد معناي بيشتري برداشت کنيد.

من پرسیدم، در اينصورت مي‌توان گفت اگر ما بخواهيم ذهنيت درستي از زمان ظهور و امام‌زمان و به‌طورکلي مسئله مهدويت داشته باشيم، ناچاريم که به گذشته و به‌طورمشخص به عاشورا مراجعه کنيم؟ و دکتر پاسخ داد: کساني که در مهدويت شبهه ايجاد مي‌کنند، مي‌توانند عاشورا را مطالعه کنند آن که ديگر عيني و تاريخي است و اسناد و ابعاد آن به‌عنوان يک نمونه به‌وقوع پيوسته مشخص و واضح است بعضي ديگر که ادعای روشن‌فکري دارند مي‌گويند اسناد عاشورا و احاديث آن اعتبار ندارد و گويي مي‌خواهند بگويند اين ماجرا اتفاق نيفتاده‌است. من مي‌گويم همان مقدار که باقي‌مانده و يقيني است، کفايت مي‌کند. علاوه بر آن يا زياراتي که از ائمه‌اطهار از جمله امام جعفر صادق عليه‌السلام در رابطه با امام حسين رسيده‌است چارچوب واضحي به‌دست ما مي‌دهد و ابعاد مختلف موضوع را روشن مي‌کند. آنها در عاشورا خيلي تاريخ‌گرايي مي‌کنند و سعي در خدشه واردکردن به آن دارند، من تعجب مي‌کنم چراکه اگر آنها همان روش تاريخي غربي‌ و مادي‌گرايي غربي‌ را هم قبول داشتند، مي‌فهميدند که امروزه با روش‌هايي که وجود دارد، ما با کوچک‌ترين جزء تاريخي مي‌توانيم کل واقعه تاريخي را بازسازي کنيم. درحالي‌که درباره عاشورا قطعه‌هاي تاريخي زيادي داريم که به خوبي آن را چارچوب­دار مي‌کند و انسانها با تمام وجود آن را درمي‌يابند. در هر جاي دنيا و با فرهنگ‌هاي متفاوت و در آفاق زماني و مکاني گوناگون! در واقع اين افراد خود را اذيت مي‌کنند و بيهوده زحمت مي‌کشند.

در عاشورا آنچه رخ‌داده‌است تجلي انسان کامل است و طبق همان‌چه که ما در تاريخ داريم، لحظه به لحظه که به شهادت نزديک مي‌شود، برافروخته‌تر مي‌شود و ابتهاج بيشتري مي‌يابد و اين همان تجلي است که در حال بيشترشدن است و هم آن را مي‌بينند. کسي که اين واقعه را روايت کرده کسي نيست جز خود دشمنان، امام‌حسين و از اين جهت نمي‌توان در آن شک کرد بر اين اساس ما در اين بازسازي تاريخي عاشورا هيچ مشکلي نداريم و من يقين دارم اگربه روش‌هاي تاريخي کمي در ايران و حوزه‌هاي علمي کار شود، مي‌توان به بازسازي تاريخ پرداخت و اين چيز پيش‌پا افتاده‌اي است.اگر عاشورا درست بازسازي شود خودبه‌خود ابهاماتي که پيرامون بعضي از احاديث مهدويت به‌نظر مي‌رسد، روشن مي‌شود و ديگر احتياج نداريم که فقط در بعد اسنادي دست و پا بزنيم. از آنجا که روش‌هاي تاريخي و روش‌هاي بررسي اسنادي تاريخي هنوز در حوزه‌ها عميق نشده و در ابتداي کار است اين مشکل وجود دارد و به‌نظر من اگر اين رويکرد زودتر شروع شود و ما همانند دانشگاه‌هاي بسيار پيشرفته جهان، به‌روش بازسازي تاريخي روي بياوريم مسئله حل مي‌شود. اين روشها به‌قدري پيشرفته‌است که در رابطه با ماقبل تاريخ، کوچکترين بند يک دايناسور را مي‌يابند و سپس تمام سيستم بدني‌ آن را بازسازي مي‌کنند حال آنکه تاريخ خيلي واضح است و به‌صورت مکتوب وجود دارد. من تعجب مي‌کنم کساني‌که در ايران خود را خيلي روشن‌فکر و غرب‌گرا مي‌دانند، بي‌آنکه در اين زمينه‌ها سواد داشته‌باشند، به بحث‌هاي عجيب و غريبي دامن مي‌زنند که واقعاً آدم متأسف مي‌شود. بايد گفت که اگر قرار است به غرب عميق‌تر غرب‌گرايي کنيد و مانند خود آنها علمي‌تر بحث کنيد. با اين حال، مي‌بايست تجلي امام‌زمان رادر روز عاشورا ديد. اين بحث دقيقي‌است که من فقط به آن اشاره کوتاهي مي‌کنم. در فرازي از روايت‌ها و زيارت‌نامه‌ها درباره امام‌حسين عليه‌السلام مي‌گويد فقد قاتل کريما. اين از آن نکات عجيب در فلسفه و علوم‌اجتماعي است چراکه جنگ با مسئله پيشرفت تاريخ گره خورده و اگر جنگ به وجود نيايد، هيچ‌وقت تاريخ پيشرفت نمي‌کند؛ جنگي که در آنجا مطرح مي‌شود همواره با نوعي لئامت و پستي و کشت‌وکشتار و خون‌ريزي همراه است اما امام‌حسين، با کرامت نه با رذالت جنگيد. در واقع آن جمع اضداد در اين جريان وجود دارد و امام‌حسين هم به‌طوري جدي عزيزانه جنگ مي‌کند و هم کرامت دارد. چيزي ‌که در تاريخ عادي بشر نيست و تقريباً محال است. اين مدل، درباره امام‌زمان نيز صادق است و ايشان هم کريمانه مي‌جنگد....

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 1:51  توسط مسعود محمدجعفر  | 

یک دعا، چند آرزو

اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و الذابین عنه والمسارعین الیه فی قضاء حوائجه والممتثلین لاوامره و المحامین عنه والسابقین الی ارادته والمستشهدین بین یدیه

یک دعا، چند آرزو -Rasm-Entezar


دعای، عهد پر از آرزوهای روشن است. بهترین آرزوهایی که می شود به دل راه داد. آرزوهایی که پله های آسمان را در برابر ما قرار می دهد. راستی اگر یادمان نمی دادند با گل نرگس (عج) چگونه دوست شویم چه می کردیم؟ اگر یادمان نمی دادند با آن نجیب زاده بزرگ چگونه صحبت کنیم، چه داشتیم که به او بگوییم؟ اگر نمی آموختیم که از او چه بخواهیم و در دنیای دوستی با آن حضرت چه چیزهایی آرزو کنیم، چه اتفاقی می افتد؟

اما نه، از همان نخستین روزهایی که سخن از مهدی (عج) بر زبان برترین فرستاده خدا جاری شد، راه و رسم مهدوی شدن هم گفته شد. راز آرزوهای ماندگار را ثبت کردند تا امروز در ثبت نام لشکر مهدی (عج) از شرایط آن آگاه باشیم.
و اینک در بخشی از آن رسم دیرینه و راهی که خوبان به سلامت از آن گذشتند، از خدایی که در همین نزدیکی است، می خواهیم تا فرصتی برای ما ایجاد کند که در آن بتوانیم دوستی مان را رنگی دیگر ببخشیم و کاری برای حضرت مهدی (عج) انجام دهیم.
خدایا! خوب می دانم که آرزوهای من، هر چند زیاد باشند، تو در برآوردن آن توانایی. خدایا! دوست دارم از یاران حضرت مهدی (عج) باشم؛ از کسانی که به دفاع از ایشان بر می خیزند. دوست دارم در مسابقه خدمت به حضرت روی سکوی اول بایستم و مدال زرین دوستی را از آن خود کنم. دوست دارم به تمام حرف ها و دستورات امامم جامه عمل بپوشانم؛ آنگونه باشم که او می پسندد. دوست دارم در صف حامیان و طرفداران ایشان باشم. من طرفدار آن «سوار سبزپوش آرزو»هایم. می خواهم پروازم را که به سوی توست، با او و در کنار او جشن بگیرم. پس از تو می خواهم که
مرا از یاران او قرار ده، از خادمان مهدی (عج) و از کسانی که از امامشان دفاع می کنند. از سریع ترین نیروها در خدمت به یوسف زهرا (ع). از شتاب کنندگان در تحقق خواسته هایش و از فرمانبرداران بی چون و چرای او. خدایا مرا از حامیان، پیشی گیران در انجام اراده اش و از شهیدان در رکاب او گردان. 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 14:46  توسط مسعود محمدجعفر  | 

نقش امام غايب

سخنرانی منتشر شده ای از امام موسی صدر، به مناسبت ولادت امام زمان(عج)

ميلاد حضرت صاحب الزمان (ع) ما را به تفکر درباره اين پديده [ظهور منجي] که شيعه در طول تاريخ آن را حفظ کرده است، وا مي‏دارد. اين پديده يک تفکر شيعي محض نيست، بلکه تفکري اسلامي و باور همه مؤمنان و همه انسان‏ها است.

امام زمان در باور و عقيده ما همان محمد بن حسن عسکري، دوازدهمين امام از امامان شيعه است که متولد گرديده است. ايشان پس از شهادت پدرش امامت را به دوش گرفت و بر جنازه پدر نماز خواند و از ديده‏ها غايب شد.
 



امام زمان دو غيبت دارند: غيبت صغري که هفتاد و چهار سال طول کشيد؛ يعني وقتي عمر آن حضرت به هفتاد و چهار سالگي رسيد، غيبت صغري پايان يافت. در دوران غيبت کبري شخصي که او را «نايب» مي‏ناميدند با مردم در ارتباط بود و نامه‏هايي را از مردم به امام و از امام به مردم مي‏رساند. اين نايب‏ها چهار نفر بودند که در تاريخ مشهور هستند و مسلماً درباره آنها مطالبي خوانده‏ايد: عثمان بن سعيد عمري، حسين بن روح، محمد بن عثمان و علي بن محمد سمري. اين افراد معروف بودند و هرچند داناترين مردم نبودند ولي داناترين علما در برابر آنها تواضع مي‏کردند. مثلاً کليني عالم بزرگ شيعه در برابر کسي که از نظر علمي پايين‏تر از او بود [با احترام] مي‏ايستاد، زيرا او با امام در ارتباط بود.

در دوران غيبت صغري ارتباط مردم با امام به واسطه نواب چهارگانه انجام مي‏شد تا اين‌که نامه‏اي از سوي امام رسيد و آغاز غيبت کبري اعلام شد. پس از آن، امام صاحب الزمان غايب شد تا وقتی که خداوند سبحان به او اجازه ظهور دهد.

درباره اين تفکر پرسش‏هاي مهمي مطرح است که دوست دارم به طور کوتاه به آنها اشاره کنم.
 
در حدیث آمده است: چگونه خواهيد بود آن‌گاه که زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق شوند؟ گفتند: آيا اين گونه خواهد شد اي رسول خدا؟ فرمود: آري و بلکه بدتر از آن، چگونه خواهيد بود آنگاه که براي شما بدي، خوبي شود و خوبي، بدي؟ آن هنگام منتظر مردي از فرزندان من باشيد که نام او همانند نام من است و خداوند به واسطه او زمين را پر از عدل و داد مي‏کند، پس از آن‌که پر از ظلم و ستم شده ‏است.
 
اولاً: آيا معقول است در اين زمان انساني هزار و صد سال عمر داشته باشد و بعدها بخواهد ظهور کند؟ به ويژه با توجه به اينکه مي‏دانيم انسان عادي در اين عصر بيش از صد يا صد و دو سال عمر نمي‏کند.

ثانياً: امام غايب و ناپيدا چه نقش و تأثيري دارد؟ و ايمان به امام غايب در تاريخ ما چه نقشي ايفا کرده است؟

ثالثاً: اساس و شالوده دکترين مهدويت (امام غايب) چيست؟ جنبه عمومي و ايدئولوژيکي آن کدام است؟ جنبه فردي آن چيست؟ 

رابعاً: دليل شرعي بر اين تفکر چيست؟

در واقع الآن احساس کردم که اين بحث شاخه‏هاي بسیاری پيدا کرد و طولاني شد، ولي تا آنجا که ممکن باشد، درباره آن صحبت خواهيم کرد.

بحث امام غايب يا ظهور مهدي، يا ظهور حجت يا رهايي‏بخش يک بحث ديرينه است. همه اديان، همه ستمديدگان و همه مؤمنان در انتظار کسي بوده‏اند و از نظر تاريخي اين امر روشن است.

در حديث آمده است:

«کيف بکم إذا فسدت نساؤکم و فسق شبابکم؟ قالوا أوَيکون ذلک يا رسول الله؟ قال: بلي، شرّ منه، کيف بکم إذا اصبح لديکم المنکر معروفاً و المعروف منکراً؟ فعند ذلک ترقبوا رجلاً من ذريتي يوافق اسمه اسمي، يملأ الله به الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلما و جوراً؛ چگونه خواهيد بود آن‌گاه که زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق شوند؟ گفتند: آيا اين گونه خواهد شد اي رسول خدا؟ فرمود: آري و بلکه بدتر از آن، چگونه خواهيد بود آنگاه که براي شما بدي، خوبي شود و خوبي، بدي؟ آن هنگام منتظر مردي از فرزندان من باشيد که نام او همانند نام من است و خداوند به واسطه او زمين را پر از عدل و داد مي‏کند، پس از آن‌که پر از ظلم و ستم شده ‏است.»

اين حقيقت در کتاب‏هاي آسماني تورات و انجيل و چندين آيه از قرآن آمده است:

«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الارْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ؛ و در حقيقت در زبور پس از تورات نوشتيم که زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.» [انبياء، 105]

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ ءامَنوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الارْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا؛ خدا به کساني از شما که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده‏اند، وعده داده است که حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد؛ همان گونه که کساني را که پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد، و آن ديني را که برايشان پسنديده است به سودشان مستقر کند و بيمشان را به ايمني مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت کنند و چيزي را با من شريک نگردانند.» [نور، 55]

«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ؛ و خواستيم بر کساني که در آن سرزمين فرودست شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث [زمين] کنيم.» [قصص، 5]




هر انساني در دايره زندگي خود به سوي ايجاد زندگي بهتر تلاش مي‏کند و باور دارد که رسيدن به وضعيت بهتر امکان‏پذير است. مثلاً امروزه جهان به دنبال درمان سرطان است. چقدر در اين راه هزينه مي‏کند؟ صدها ميليون و بلکه ميلياردها. دانشمندان در حال انجام پژوهش‏هايي براي پيدا کردن درمان سرطان هستند. آيا اين تلاش نشانه آن نيست که همه مردم بر اين باورند که اين بيماري راه درمان دارد. اگر مي‏دانستند که درماني ندارد به دنبال آن نمي‏گشتند.
 
«يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ؛ روزي که آسمان را همچون در پيچيدن صفحه نامه‏ها درمي‏پيچيم.» [انبياء، 104] که اين آيه بر وجود آينده‏اي درخشان تأکيد مي‏کند.

يهوديان، مسيحيان و مسلمانان همگي در انتظار اين رهايي‏بخش هستند و در روايات مسلمانان از شيعه و سني صدها و بلکه هزاران روايت بيانگر آن است که انساني خواهد آمد. جزئيات آن چيست؟ جزئيات ذکر نشده است.
 
فرداي بهتر در فطرت انسان قرار دارد و مهدي بشارت‏دهنده و دعوت‏کننده به نظام اجتماعي بهتر است؛ نظامي که عدالت را بگستراند، براي همه قابليت‏ها و توانايي‏ها فرصت ايجاد کند و انسان را به پيشرفت بيشتر در زمينه دانش و صنعت و... سوق دهد و در يک کلام، سعادت مطلوب بشري را که نيازمند يک نظام اجتماعي است، فراهم کند.
 
در تاريخ اسلام ده‌ها نفر ادعاي مهدويت کرده‏اند، از جمله محمد بن عبدالله و منصور دوانيقي که در ابتدا خود را مهدي خواند. يا مهدي سوداني که از فرقه ختميه که معتقد بودند مهدي به همان شکلي است که مهدي سوداني بوده است. يعني در تاريخ اسلام يک چيز ثابت وجود دارد: يک روز، يک انتظار، يک گشايش، يک رهايي.
 
اين ميراث ديني، يک ميراث اسلامي و شيعي است و تاريخ نشان مي‏دهد که اين ميراث ديرينه است. گذشته از آن‌که هر انساني در دايره زندگي خود به سوي ايجاد زندگي بهتر تلاش مي‏کند و باور دارد که رسيدن به وضعيت بهتر امکان‏پذير است. مثلاً امروزه جهان به دنبال درمان سرطان است. چقدر در اين راه هزينه مي‏کند؟ صدها ميليون و بلکه ميلياردها.
 
دانشمندان در حال انجام پژوهش‏هايي براي پيدا کردن درمان سرطان هستند. آيا اين تلاش نشانه آن نيست که همه مردم بر اين باورند که اين بيماري راه درمان دارد. اگر مي‏دانستند که درماني ندارد به دنبال آن نمي‏گشتند. هر دانشمندی در جست‌وجوی درمانی برای بیماری‌ها، و نظامی بهتر و راه حلی برای هر مشکلی از جمله مشکلات اجتماعی است. هر فردی و هر دانشمندي و هر کارشناسی در حال حرکت‌ و در درون خود به دنبال فردايي بهتر است.

فرداي بهتر در فطرت انسان قرار دارد و مهدي بشارت‏دهنده و دعوت‏کننده به نظام اجتماعي بهتر است؛ نظامي که عدالت را بگستراند، براي همه قابليت‏ها و توانايي‏ها فرصت ايجاد کند و انسان را به پيشرفت بيشتر در زمينه دانش و صنعت و... سوق دهد و در يک کلام، سعادت مطلوب بشري را که نيازمند يک نظام اجتماعي است، فراهم کند. مهدي به چنين نظامي بشارت مي‏دهد.

اين تفکر در فطرت مردم جا دارد و ما معتقديم و از روايات نيز برمي‏آيد که مهدي جامعه‏اي تأسيس مي‏کند که هر انساني در آن با خوشبختي و آسايش و عدالت زندگي خواهد کرد و بنابر يک تعبير ادبي و مجازي، گرگ و گوسفند از يک جا آب مي‏نوشند. اين تعبير به معناي عدالت فراگير و عدم تجاوز است.
 
انديشه مهدويت همواره به مردم مي‏گفت: روز نجات و رهايي وجود دارد، حتي اگر از عمر جهان يک روز بيشتر نمانده باشد. اين نگرش در ما اميد به وجود آورد و در اثر آن ـ به رغم وجود ستم‏هاي فراوان ـ از پا درنيامديم و ستمديدگان جهان نيز از پا در نيامدند.
 
در آن جامعه مال و ثروت ملاک نيست، و اعتماد حاکم است. نقش مال تنها مبادله کالا با کالا است ولي به طور مؤجّل. هر انساني به اندازه نياز خود [از جامعه] بهره مي‏گيرد و به اندازه توانايي خود به جامعه خدمت مي‏کند. چنين نظامي، نظام آرماني است. بنابراين ما معتقديم مهدي کسي است که ما را به اين نظام يعني بهشت دنيا و بهترين وضعيتي که انسان بر روي زمين مي‏تواند داشته باشد، بشارت مي‏دهد. اين نظام مهدي است.

در تاريخ شيعه، مهدي سه نقش تاريخي داشته است:

اول: انتظار به معناي اميد
شيعه دوران پرستم و دشواري را پشت سر گذاشته است. از اجدادتان بپرسيد! حتي مجالس حسيني را نيز پنهاني برگزار مي‏کردند و همواره نگران آزار و اذيت حاکمان و نظارت آنان بودند. اگر اميد گشايش وجود نداشت، طايفه ما در اثر فشار سنگيني که بر او وارد مي‏شد، از بين مي‏رفت؛ چراکه انسان هنگام نااميدي از پا درمي‏آيد و تسليم مي‏شود و بسياري از مردم سقوط کرده‏اند و از پا در آمده‏اند. انديشه مهدويت همواره به مردم مي‏گفت: روز نجات و رهايي وجود دارد، حتي اگر از عمر جهان يک روز بيشتر نمانده باشد. اين نگرش در ما اميد به وجود آورد و در اثر آن ـ به رغم وجود ستم‏هاي فراوان ـ از پا درنيامديم و ستمديدگان جهان نيز از پا در نيامدند.

دوم: آمادگي، يعني انتظار و آمادگي
اگر شما بگوييد ساعت دو منتظر تو هستيم تا به سفر برويم، سپس ساعت دو بياييد و ببينيد من هنوز در رختخواب هستم و مي‏خواهم به حمام بروم و لباس بپوشم و ... در اين صورت روشن مي‏شود که من منتظر شما نبوده‏ام، چطور مي‏شود در رختخواب منتظر بود؟! انتظار به اين است که آماده باشم و همه کارهاي مزبور را انجام داده و منتظر ايستاده باشم تا به مجرد آن‌که آمديد سفر را آغاز کنيم.

آمادگي پدران ما در طول تاريخ معنايش همين انتظار است. چندين بار برايتان گفته‏ام که پدران ما آماده بوده‏اند. به ياد دارم وقتي کودک بودم، در خراسان ـ که از اينجا بسيار دور است ـ روزي به انبار خانه رفتم و شمشير بزرگي ديدم. از پدرم که يک روحاني بود، پرسيدم اين چيست؟ گفت: شمشيري است تا وقتي ندا داده شد به آن پاسخ گويم. او آماده بود.

اين ميراث هر فردي است که مي‏خواهد آماده باشد، بايد آموزش ديده و آماده و قوي و مجهز باشيم. بنابراين انتظار نقش آماده‏سازي و تمرين روحي و فکري و جسمي و نظامي دارد.

سوم: نقش فقهي امام
فقها مي‏گويند: وقتي در مسئله‏اي اجماع وجود داشته باشد، آن مسئله ثابت مي‏شود و جزو امور مسلم در مي‏آيد. بنابراين، اگر امت منحرف شود يا اشتباه کند، امام نظري مخالف با رأي اکثريت مي‏دهد و از اين راه از تحقق اجماع بر يک مسئله اشتباه جلوگيري مي‏کند.

اين بحث مفصلي است که آن را [قاعده لطف] مي‏نامند. يعني امامي که غايب است شريعت را از انحراف حفظ مي‏کند. اين پاسخ پرسش اول بود، يعني نقش انديشه مهدويت درزندگي و تاريخ ما. به همين مقدار بسنده مي‏کنيم. والسلام عليکم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 21:36  توسط مسعود محمدجعفر  |